اندیشکده قرآن گفت

لغت نوشت: ریشه قدر

بازدیدها: 10

اشاره

 

  • ریشه ق‌در یکی از ریشه‌های پرکاربرد است که ابعاد معنایی مختلف و متنوعی دارد. در بین کاربردهای مختلف این ریشه، عناصر مفهومی چون اندازه،    تنگی، منزلت و قدرت دیده می‌شود. این ۴ معنا به ترتیب در این ۴ آیه دیده می‌شوند:

۱- وَ لَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبادِهِ لَبَغَوْا فِی الْأَرْضِ وَ لکِنْ یُنَزِّلُ بِ‍‍قَدَرٍ ما یَشاء (شوری،۲۷)

۲- فَأَمَّا الْإِنسَانُ إِذَا مَا ابْتَلَاهُ رَبُّهُ فَأَکْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَکْرَمَنِ، وَ أَمَّا إِذَا مَا ابْتَلَاهُ فَقَدَرَ عَلَیْهِ رِزْقَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَهَانَنِ (فجر،۱۵و۱۶)

۳- وَ مَا قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِذْ قَالُوا مَا أَنزَلَ اللَّهُ عَلَىٰ بَشَرٍ مِّن شَیْءٍ (انعام،۹۱)

۴- إِنَّ اللَّهَ عَلىٰ کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ (بقره،۲۰)

آیا همانطور که لفظ همگی این کاربردها در ریشه ق‌در با هم اشتراک دارند، در معنا هم می‌توان محور مشترکی در آنها یافت؟

  • دیدیم که ریشه ق‌در در قرآن کریم، به ۴ معنای «اندازه»، «تنگی»، «منزلت» و «قدرت» به کار رفته است که ظاهراً به هم بی‌ارتباط هستند. حکمت در وضع واژگان، اقتضاء می‌کند مشترک بودن ریشه در کلمات هم خانواده، نشان از وجود اشتراک در معنا داشته باشد. همچنین هر ریشه می‌بایست یک معنای محوری و اصلی داشته باشد که همه کلمات هم خانواده، رنگ و بویی از آن معنا را نشان دهند. بررسی دقیق کاربردهای ریشه ق‌در نشان می‌دهد، معنای محوری این ریشه این است: «فرآیندی که امر گسترده و مبسوط دارای امتداد را تنگ و محدود کند تا چارچوب و محدوده و اندازه آن مشخص شده و آن امر گسترده، قواره و شکل و شمایلی خاص بگیرد». حال، ۴ معنای کاربرد این ریشه را دوباره نگاه کنید، همگی رنگ و بوی این معنای محوری را دارند.
  • در ادامه بررسی ریشه ق‌در، به چند آیه مهم توجه کنیم: وَ لَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبادِهِ لَبَغَوْا فِی الْأَرْضِ وَ لکِنْ یُنَزِّلُ بِ‍‍قَدَرٍ ما یَشاءُ (شوری، ۲۷) در اینجا اگر واژه را صرفاً به معنای «اندازه» بدانیم، معنایش این می‌شود که رزق را به اندازه نازل می‌کنیم چه زیاد باشد و چه کم. در حالی که مطابق آیه، نازل کردن بقدر در مقابل «بسط رزق» بکار رفته است. آیه درصدد این است که بگوید رزق انسان بصورت مبسوط و یکجا برای انسان‌ها گسترش نمی‌یابد. بلکه بصورت اندازه‌اندازه و به تعبیر دیگر گام به گام به آنها می‌رسد. اگر به معنای ریشه ق‌در توجه کنیم، متوجه می‌شویم که اینجا منظور نزول رزق بصورت برنامه‌ریزی شده و تدریجی و فازبندی شده است.
  • در آیه وَ إِن مِن شَیءٍ إِلّا عِندَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلّا بِقَدَرٍ مَعلومٍ (حجر، ۲۱) نیز تعبیر «بِقَدَرٍ مَعلومٍ» استفاده شده است. چون می‌خواهد تأکید کند گنجینه‌های انبوه رزق بدست خداست، ولی اندازه‌اندازه آن را نازل می‌کند. با این توضیحات معنای آیه إِنّا کُلَّ شَیءٍ خَلَقناهُ بِقَدَرٍ (قمر، ۴۹) مشخص‌تر می‌شود. آیه نمی‌گوید همه چیز را به اندازه خلق کردیم، بلکه می‌فرماید همه چیز را گام به گام و در یک فرآیند تدریجی خلق کرده و پیش می‌بریم. با این توضیح، وجه ارتباط آیه با سیاقش در سوره قمر نیز واضح‌تر می‌شود. در آنجا، سخن از این است که قوم کافر به قرآن نیز مانند قبلی‌ها عذاب خواهد شد ولی در زمان خود. لذا تأکید می‌کند کار خدا روی برنامه و گام به گام است؛ گرچه انجامش به سادگی چشم برهم زدن است.
  • در آیات أَ لَمْ نَخْلُقْکُمْ مِنْ ماءٍ مَهِینٍ، فَجَعَلْناهُ فِی قَرارٍ مَکِینٍ، إِلی قَدَرٍ مَعْلُومٍ، فَقَدَرْنا فَنِعْمَ الْقادِرُونَ (مرسلات، 20-23) چند بار ریشه ق‌در بکار رفته است. در این آیات فرآیند خلق انسان از نطفه پست و رشد او در رحم مادر و رسیدنش به آن شکل و قواره نهایی را با فعل قَدَرنا بیان کرده است. بنابراین به خوبی می‌توان دانست که این فعل نه صرفاً به عنوان اندازه زدن، که به معنای اندازه‌اندازه پیش بردن و قواره دادن به یک فرآیند ممتد و بدون شکل است. از سوی دیگر می توان دانست که گویی قادر فقط به معنای توانمند نیست. قادر کسی است که فعل قَدْر به معنای گفته شده را انجام می‌دهد. در این مورد بعداً بیشتر خواهیم گفت.
  • چنانکه قبلاً گفتیم، یکی از ابعاد معنایی ریشه ق‌در، مفهوم «قدرت» است. به تعبیر پر تکرار «إِنَّ اللَّهَ عَلى کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ» دقت کنید. این عبارت معمولاً این‌گونه ترجمه می‌شود: «بی‌تردید خدا بر هر چیزی تواناست». علاوه بر این عبارت، کلمات «قادِر» و «قَدیر» نیز معمولاً با تعبیر «توانا» در فارسی معنا می‌شوند. اما اگر دقت کنیم این ترجمه، با معنای اصلی و جامع ریشه ق‌در هماهنگی کامل ندارد! گرچه باید توجه داشت در بسیاری از این کاربردها، واژه با حرف «عَلَی» بکار رفته که حالتی از استعلاء و برتری را در ضمن معنای ق‌در تزریق می‌کند؛ از این رو مجموعِ ترکیب به معنای توانایی و قدرت (در فارسی) نزدیک می‌شود. اما نباید تصور کرد ق‌در به صورت مستقل به معنای توانایی و قدرت است.
  • اگر به معنای محوری ریشه ق‌در توجه کنیم، در حقیقت قادِر و قَدیر به معنای این است که کسی بتواند یک چیز مطلق و بدون قید و اندازه را چارچوب بزند و به آن شکل بدهد و آن را اندازه‌اندازه پیش برد. چنانکه در ضمن آیه فَقَدَرْنا فَنِعْمَ الْقادِرُونَ اشاره‌ای کردیم. از این رو قُدرَه یعنی آزادی عمل و امتداد و گستردگی چیزی را محدود کردن و آن را در چارچوبی محدود گنجاندن. اگر کمی دقت به خرج دهیم، در سیاق کاربردها واژگان قادِر و قَدیر نیز مفهوم ایجاد محدودیت، پیشبرد تدریجی و برنامه‌ریزی قابل پیگیری است. لذا دقیقتر است «إِنَّ اللَّهَ عَلى کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ» را این‌گونه ترجمه کنیم: «بی‌تردید خدا برای پیشبرد هر چیزی، با تسلط بر آن، قدرت برنامه‌ریزی، پیشبرد و به سرانجام رساندنش را دارد».
  • با توضیحاتی که در مورد ریشه ق‌در ارائه شد می‌توان دانست «شب قدر» در حقیقت، شبی است که در آن، فرمان و برنامه خدا (برای پیشبرد امور عالم) که اجمالی، کلان و بلند مدت است و باید به صورت گام‌به‌گام و در مرور زمان پیش برود، در شب قدرِ هر سال، به شکل اندازه‌اندازه و در قواره کوتاه مدتِ یک ساله، نازل می‌شود و این‌گونه، گام بعدی اجرای امور عالَم برای سالِ پیشِ‌رو تعیین می‌گردد. به بیان دیگر، آن برنامه کلان فازبندی می شود و شکل سالانه به خود می‌گیرد. بنابراین لَیْلَه الْقَدْر یعنی شبی که در آن، خداوند به عنوان فرمانروای عالَم، همه امور را قواره سالیانه می‌پوشاند و این‌گونه فرآیند قَدر و پیشبرد اندازه‌اندازه امور در طی سالیان انجام می‌گیرد. با این توضیحات، مناسب است لیله القدر را به «شب برنامه‌ریزی و هدف‌گذاری سالانه برای تحقق یک هدف و برنامه بلند مدت» ترجمه کنیم. این معنا تفاوت ظریفی با معنای رایج دارد.
  • پس از درک بهتر معنای محوری ق‌در، به ابعاد و عناصر معنایی آن بازگردیم. مفهوم «اندازه»، در حقیقت به معنای محدوده و برش از یک امر دارای امتداد مطرح است و می‌تواند کمّی یا کیفی باشد. لذا مفهوم «جایگاه و منزلت» نیز از آن تداعی می‌شود. شاید بگوییم جنبه کمّی «اندازه» و جنبه کیفی «منزلت» است. مفهوم «تنگی» نیز برگرفته از همین محدودیت و چارچوب زدنی است که در معنای ق‌در مستتر است. اما مفهوم «قدرت» در این ماده، به معنای قوت و نیرو نیست. قُدرَه در حقیقت امکان انجام فرآیند قدر است؛ یعنی اعمال محدودیت بر یک امر دارای امتداد. در بررسی‌های قرآنی وجه دیگری از معنای ق‌در نیز مشخص شد که کمتر مورد توجه بوده است. ق‌در با مفهوم «برنامه» و «برنامه‌ریزی» نیز مرتبط است؛ چراکه برنامه‌ریزی چیزی جز حد و اندازه دادن به روند ممتد امور، محدودسازی و قطره‌چکانی کردن اقدامات و فازبندی آنها نیست.

پیمایش به بالا