اندیشکده قرآن گفت

نقش منطق محاسبه در ساخت جامعه مشارکت‌جو

بازدیدها: 2

اشاره

در تحلیل وضع جامعه، دو اتفاق آشنا بارها تکرار می‌شود:
اول این‌که مردم، برای هر گره و بحران، سرشان را به‌سمت حکومت می‌چرخانند و منتظر می‌مانند تا از بالا همه‌چیز حل شود؛ و در عین حال، در درون خود همچنان با معیار سود و زیان دنیایی، عمل یا انفعالشان را محاسبه می‌کنند. حاصل این دو با هم، چیزی جز بی‌میلی به مشارکت مؤثر، فرار از مسئولیت جمعی، و دل‌سپردن به توجیهات شخصی نیست.
اما اگر تحولی در جامعه نیازمند مشارکت واقعی باشد، نه مشارکتی دستوری یا نمایشی، بلکه از سر ایمان، اراده و بصیرت، آیا راهی هست که مردم را از درون دگرگون کند؟ آیا آموزه‌های قرآن کریم می‌تواند مردم را به‌جای «منتظر ماندن»، به «برخاستن» وادار کند؟
یادداشتی که پیش روی شماست، به یکی از سوره‌های پر رمز و راز قرآن سر می‌زند و تلاش می‌کند نشان دهد که تحول اجتماعی از کجا آغاز می‌شود. اگر از این دوگانگیِ رایج میان «انتظار از حکومت» و «بی‌عملی در مردم» خسته‌اید، این یادداشت گفت‌وگویی تازه را آغاز می‌کند.

با سیری در سورۀ مبارک حدید می‌توان به مدخل‌ها و شواهدی دست یافت که چگونه خداوند رهنمودهایی بیان می‌کند که ثمرۀ کلان آن تحقق مشارکت عمومی و حرکت جمعی از فضای ظلمانی به فضای نورانی در جامعه است. یکی از مهمترین مؤلفه‌ها که این سوره (و البته بسیاری سور دیگر) بر روی آن دست می‌گذارد تغییر منطق و دستگاه محاسباتی مردم جهت تحقق مشارکت عمومی مذکور است. توضیح آنکه در نگاه قرآن، تحقق مشارکت عمومی صرفاً با ساختارهای رسمی و سیاست‌گذاری‌های بیرونی ممکن نیست؛ بلکه نیازمند تحولی درونی در منطق محاسبه انسان‌هاست. تا زمانی که معیارهای ارزشی و سود و زیان افراد، بر پایه فهمی دنیاگرایانه باقی بماند، نمی‌توان از آنان انتظار مشارکت فعال، ایثارگرانه و مستمر در مسیر هدف داشت. سوره مبارکه حدید، با نگاهی هدفمند و تربیتی، الگویی برای این تحول معرفتی ارائه می‌دهد. هدف این نوشتار، اشاره‌ای به این الگو در ضمن سوره حدید است؛ امری که در ادبیات شکل گرفته پیرامون موضوع «مشارکت» در حوزه حکمرانی و مدیریت شهری تا حدودی مغفول است.

از زاویه‌ای می‌توان گفت تغییر منطق محاسبه در سوره حدید با تکیه بر دو مولفۀ پهنانگری و ژرفانگری انجام می‌شود. پهنانگری به معنای وسعت‌دادن نگاه مخاطب به گونه‌ای است که عرصه‌هایی برای مخاطب مکشوف شود که پیشتر در دایره فهم فعلی او نمی‌گنجید، مخاطب با منظرۀ وسیعی روبه رو می‌شود که قبل از آن به دلایل مختلف نظیر آگاهی‌های ناقص و یا قساوت قلب، اداراک محدودی داشت. ژرفانگری در کنار پهنانگری به معنای عمیق شدن در هر کدام از ارکان و زوایای این منظرۀ وسیع است به گونه‌ای که مخاطب بتواند به کنه و ژرفای هر گوشه از این منظره پی ببرد. در این سوره مصادیق مختلفی از «وسعت‌بخشی» و «عمق‌بخشی» با هدف تغییر منطق محاسبه افراد و اقوام به چشم می‌خورد، با این وجود تأکید نگارنده بر تفکیک قاطع آیات براساس این دو مؤلفه نیست، در یک آیه می‌توان همزمان به هر دو توجه کرد و مراد بیشتر توجه به ردپای این دو در سوره است.

نگاهی به سوره حدید | سوره حدید، مسیر تحول درونی انسان را با دعوت به «پهنانگری» آغاز می‌کند؛ یعنی گشودن چشم‌انداز ذهن به واقعیت‌هایی وسیع‌تر از مبدأ و معاد هستی. مروری بر آیات ابتدایی سوره، آیات 1-6، نشان از ارائه تصویری کلان از هستی، خلقت و اداره آن و اول و سرانجام آن دارد. آیه اول، سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ[1]، نمایانگر اداره بی‌نقص هستی و اعتراف به این اداره از سوی هر آن چیزی است که در آسمان ها و زمین قرار دارد. آیات 2-4 از زاویه‌ای و آیات 5-6 از زوایه‌ای دیگر بر فرمانروایی تام و تمام پروردگار بر هستی سخن می‌گوید: لَهُ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ[2]. این آیات برای مخاطب مسجّل می‌کند که پروردگار در فرمانروایی خود هم توانایی کامل دارد و هم از چیزی غفلت ندارد و تأکید می‌کند که بر انتها و فرجام امور تحت فرمانروایی نیز تسلط دارد. ارائه این تصویر می‌تواند از مصادیق وسعت‌بخشیدن دید بندگان به جایگاه و نقش پروردگار در عالم باشد. با این تصویر، انسان از دایره تنگ خودمحوری و محاسبه‌های کوتاه‌مدت بیرون آمده و با جهانی روبه‌رو می‌شود که در آن، خدا، نه تنها نقطه آغاز هستی، بلکه مقصد نهایی و ناظر بر همه جزئیات آن است. چنین چشم‌اندازی، مبنای شکل‌گیری یک دستگاه محاسبه متفاوت است؛ محاسبه‌ای که در آن حضور خدا، غایت قیامت، و معنای هستی، جای سود و زیان‌های محدود را می‌گیرد و می‌تواند پیش‌شرط لازم جهت همیاری انسان‌ها برای رسیدن به هدف توحیدی باشد.

پس از ترسیم نگاهی کلان به هستی، سوره وارد فراخوانی به مشارکت عمومی می‌شود: آمِنوا بِاللَّهِ وَ رَسولِهِ وَ أَنفِقوا[3]. در آیات 7 تا 11، خداوند متعال مؤمنان را دعوت به باور به مسیر خدا کرده و ایشان را امر به انفاق می‌کند: انفاق -که به معنای هزینه کردن از خود برای جامعه و دخیل شدن در پیشبرد امور جامعه است- نوعی مشارکت در جامعه محسوب می‌شود که سوره در مقام ترویج و تثبیت آن است. این دعوت قرآنی همان چیزی است که جامعه را از فضای ظلمانی به فضای نورانی حرکت می‌دهد: هُوَ الَّذی یُنَزِّلُ عَلىٰ عَبدِهِ آیاتٍ بَیِّناتٍ لِیُخرِجَکُم مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النّورِ[4]. در میانه این دعوت، سطحی دیگر از اصلاح ذهن مخاطب شکل می‌گیرد که می‌توان آن را «ژرفانگری» نامید؛ یعنی عمیق‌شدن در معنا و کارکرد مفاهیمی مانند مال، مالکیت و… . در این آیات، مال نه چیزی صرفاً شخصی، بلکه امانت الهی تلقی می‌شود که سرانجام به خود خدا بازمی‌گردد: وَ ما لَکُم أَلّا تُنفِقوا فِی سَبیلِ اللَّهِ وَ لِلَّهِ میراثُ السَّماواتِ وَ الأَرض[5] این تعبیر، نگاه تملکی انسان به دارایی را متزلزل می‌کند و آن را با نگاهی امانتی و معادمحور جایگزین می‌سازد. این القای ژرف‌اندیشی و تلقی انفاق به عنوان قرض به خدا: مَن ذَا الَّذی یُقرِضُ اللَّهَ قَرضًا حَسَنًا[6]، اقدامی جهت تسهیل مشارکت منفقانه جامعه است. در حقیقت در این مرحله، قرآن به مخاطب می‌آموزد که مشارکت برای پیشبرد جامعه، قبل از آن‌که برنامه‌ای بیرونی باشد، یک انتخاب درونی و برخاسته از تغییر نگاه به هستی و مال است.

در ادامه این مسیر تربیتی، قرآن با ترسیم صحنه‌ای از قیامت، به وسعت دید و پهنانگری مخاطبان می‌افزاید؛ این بار از زاویه آینده نهایی جامعه ایمانی. در آیات ۱۲ تا ۱۵، تقابل دو گروه در روز قیامت مطرح می‌شود: جامعه مؤمنان با بهره‌مندی از فضای نورانی حاصل از زندگی دنیایی‌شان -که تبلور مشارکت مخلصانه و باورمندانه آنهاست- طی طریق می‌کنند و بهشت در انتظار آنهاست: یَومَ تَرَى المُؤمِنینَ وَ المُؤمِناتِ یَسعى نُورُهُم بَینَ أَیدیهِم وَبِأَیمانِهِم[7]. در مقابل، جریان نفاق و جریان شکاف‌آفرین قرار دارند که با منطق ظلمانی، زندگی کرده و از نور مؤمنان استمداد می‌کنند و چیزی عایدشان نمی‌شود: انظُرونا نَقتَبِس مِن نورِکُم قیلَ ارجِعوا وَراءَکُم فَالتَمِسوا نورًا[8]. در این صحنه، پیام آشکار است: کسی که در دنیا به میدان مشارکت ایمانی وارد نشده، در آخرت هم بهره‌ای از نور نخواهد داشت. در منطق سوره حدید، سرنوشت قیامت، بازتاب عینی نوع محاسبه انسان در دنیاست.

در ادامه در آیات 16-24، دعوت مجددی برای ایمان به این مطالب صورت می‌پذیرد و در ذیل آن در دو فراز با تعبیر: اعلَموا بینشی را به جامعه ارائه می‌دهد که از مصادیق تقویت پهنانگری و ژرفانگری برای تحقق مشارکت جمعی مطلوب است. آیه 16-19 به حیات اصلی در آخرت اشاره می‌کند: اعلَموا أَنَّ اللَّهَ یُحیِی الأَرضَ بَعدَ مَوتِها[9] و پس از آن عاقبت انفاق را در آن برهه شرح می‌دهد. در فراز بعدی از آیه 20-24 نیز به زندگی دنیا می‌پردازد که نهایتاً چیست، چقدر ارزش دارد و چون کالایی فریبنده است. می‌فرماید: اِعلَموا أَنَّمَا الحَیاهُ الدُّنیا لَعِبٌ وَلَهوٌ وَزینَهٌ وَتَفاخُرٌ بَینَکُم وَتَکاثُرٌ فِی الأَموالِ وَالأَولادِ[10]. در فضای ظلمانی دنیاگرا، فرض افراد و اقوام این است که اموال و دارایی‌ها در نهایت متعلق به خودشان است و مشارکت عمومی در قالب انفاق سبب کاستی و خسران شخصی خواهد شد. خداوند متعال برای تغییر در این منطق محاسبه، در آیات 22-24، بیان می‌دارد که  هر مصیبتی از جمله از دست دادن ثروت و مال پیش از بوجود آمدن در کتاب و برنامه‌ای ثبت شده تا بر آنچه از دست شما رفت، تأسف نخورید و بر آنچه به شما عطا شده شادمان و دلخوش نباشید.

در بخش پایانی سوره، پس از ترسیم بنای معرفتی و درونی تسهیل‌کننده انفاق، نقطه انتهایی مسیر روشن می‌گردد: زندگی همراه با قسط و عدالت. همه انبیاء آمده‌اند تا بتوانند مردم را کنار هم بیاورند، آنها را دخیل کنند و با مشارکتی عمومی قسط و عدالت را گسترش دهند و جامعه‌ای نورانی را محقق کنند: لَقَد أَرسَلنا رُسُلَنا بِالبَیِّناتِ وَأَنزَلنا مَعَهُمُ الکِتابَ وَالمیزانَ لِیَقومَ النّاسُ بِالقِسطِ[11]. مشارکتی برخاسته از بینش نورانی وسیع، خشوع قلبی، و درکی عمیق از جایگاه انسان در نظام الهی. اما تا بحال این هدف کامل محقق نشده است و بسیاری از پیروان انبیاء دچار فسق شده‌اند: وَ کَثیرٌ مِنهُم فاسِقونَ[12]. بنابراین جا دارد مؤمنان اکنون وظیفه را تشخیص داده و برای ایمان و انفاق آماده شوند. این آیات نیز درصدد آن است تا با ارائه تحلیلی تاریخی و عمق‌بخشی و توسعه دید مخاطب، او را برای قیام همراه با عدالت آماده نماید.

به این ترتیب، سوره حدید با ساختار خاص خود، نشان می‌دهد که مشارکت اجتماعی و قیام همراه با قسط در جامعه، نه صرفاً از طریق تبلیغ بیرونی صرف، بلکه از دل دگرگونی معرفتی، درونی و وجودی انسان و تغییر منطق محاسبه آن شکل می‌گیرد.

کلام آخر | مجموعه آیات سوره حدید، تصویری منسجم از یک فرآیند تربیتی-معرفتی ارائه می‌دهد که می‌تواند به الگویی برای رفع موانع مشارکت جمعی و به میدان آوردن نیروی مردم در عرصه‌های مختلف عمومی رهنمون شود. در این میان عنصر اصلی تغییر منطق محاسبه مردم است که مطابق آن، جامعه از سطحی‌ترین شکل محاسبه‌های دنیاگرایانه، به درکی ژرف از هستی، دنیا، آخرت و نقش خود در جامعه منتقل می‌شود. این فرآیند را می‌توان بر پایه دو محور اصلی «پهنانگری» و «ژرفانگری» بازشناخت. در این منظومه تربیتی، آنچه قرآن محاسبه ظلمانی می‌خواند، عبارت است از محاسبه‌ای که در آن خداوند و قیامت غایب‌اند، مال به‌مثابه ملک شخصی تلقی شده و مشارکت، زیان به‌حساب می‌آید. در مقابل، محاسبه نورانی مبتنی است بر حضور دائمی خدا، امانت‌بودن مملوکات شخصی، و ارزش‌مندی کنش داوطلبانه در مسیر حق. قرآن با این الگو، نشان می‌دهد که مشارکت اجتماعی در جامعه مؤمنانه، تنها زمانی به‌صورت پایدار و عمیق محقق می‌شود که این تغییر درونی و محاسباتی در انسان شکل گرفته باشد. مشارکت صرفاً با دستور، تبلیغ یا سازوکار سیاسی ممکن نیست؛ بلکه باید از دل بازسازی معرفت، بینش و ترازوی ارزش‌گذاری انسان‌ها برآید. این منطق در همه سطوح حیات اجتماعی، از زندگی خانوادگی و محله‌ای تا مشارکت مدنی و مدیریت شهری، قابل پیاده‌سازی است. هرجا که تصمیم‌گیری، هزینه‌دادن و همراهی در مسیر قسط و حقیقت مطرح باشد، منطق محاسبه نورانی، راهگشاست.

پی‌نوشت‌های تدبری

[1] حدید، ۱؛ ترجمه: آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است خدا را تسبیح کرد و [حاکمیت و ربوبیت] او را پیراسته از هر عیب و نقصی دانست، و البته او همان شکست‌ناپذیر حکیم است.

[2] حدید، ۲؛ ترجمه: فرمانروایی آسمان‌ها و زمین فقط از آن اوست.

[3] حدید، ۷؛ ترجمه: به خدا و پیامبرش ایمان بیاورید و انفاق کنید… .

[4] حدید، ۹؛ ترجمه: همین خداست کسی که بر بنده‌اش آیاتی روشن نازل می‌کند تا شما را از تاریکی‌ها بیرون آورده و به سوی نور روانه سازد.

[5] حدید، ۱۰؛ ترجمه: شما را چه شده که در راه خدا انفاق نمی‌کنید با اینکه ارث آسمان‌ها و زمین برای خداست [و به او می‌رسد]؟

[6] حدید، ۱۱؛ ترجمه: کیست آن که بصورتی نیکو و پسندیده، بخشی از دارایی خود را جدا کرده و به خدا دهد؟

[7] حدید، ۱۲؛ ترجمه: روزی که مردان و زنان مؤمن را می‌بینی که نورشان با شتاب پیشاپیش آنان و به جانب راست‌شان حرکت می‌کند [و مسیر را برایشان روشن می‌سازد].

[8] حدید، ۱۳؛ ترجمه: منتظر ما شوید تا از نور شما بهره‌‌ای برگیریم. [در پاسخ آنان] گفته مى‌شود: به پشت سر خود رجوع کنید، پس [از آنجا] نور بدست آورید.

[9] حدید، ۱۷؛ ترجمه: بدانید که خدا زمین را پس از مردنش، زنده می‌کند.

[10] حدید، ۲۰؛ ترجمه: بدانید که زندگى دنیا تنها بازى و سرگرمى و آرایش و فخرفروشى به یکدیگر و افزون‌طلبی در اموال و فرزندان است.

[11] حدید، ۲۵؛ ترجمه: همانا ما پیامبران را با دلایل روشن فرستادیم و با آنها کتاب و میزان نازل کردیم، تا مردم همواره به عدل و داد قیام کنند.

[12] حدید، ۲۷؛ ترجمه: و بسیاری از آنان از راه درست بیرون رفتند.

پیمایش به بالا