بازدیدها: 15
اشاره
ما معمولاً وقتی از «نصرت خدا» میشنویم، ناخودآگاه چشممان دنبال معجزه میگردد: شکافتهشدن دریا، فروریختن دیوار، فرشتهای با شمشیر. گویی یاری الهی را فقط وقتی باور میکنیم که طبیعت متوقف شود. اما اگر خدا بخواهد یاریاش را بیسروصدا، در دل همان قوانین عادی بفرستد چه؟ اگر نصرت، شبیه معجزه نباشد، باز هم آن را میبینیم؟ یا از کنارش عبور میکنیم و فکر میکنیم خبری از آسمان نیست؟
شاید وقت آن رسیده نگاهمان را به «یاری الهی» بازنگری کنیم؛ نه برای تغییر باور، بلکه برای دیدن آنچه همیشه هست و شاید به چشم نمیآید. در این یادداشت گفتیم نصرت خدا الزاماً از جنس خرق عادت نیست…
از بررسی داستان پیامبران در قرآن اینگونه در مییابیم که یاری الهی در بستر اتفاقات معجزهگون و خارق العاده به مؤمنان میرسد؛ مانند عذاب قوم نوحع، شکافته شدن دریا برای موسیع و جریان اصحاب فیل. اما در مقابل، بررسی آیات نشان میدهد ظاهراً نصرت خدا برای پیامبر اسلامص و امت ایشان، در بستر خرق عادت نیست. در واقع قواعد پیروزی و شکست برای آنها در درجه اول همین قواعد طراحیشده در عالم طبیعت است و برای مؤمنان و کافران یکسان عمل میکند؛ گرچه همین قواعد طوری طراحی شده که نهایتاً منجر به یاری مؤمنان میشود.
حال سؤال اینجاست که اگر اینگونه باشد، پس یاری خدا برای امت پیامبرص چگونه است؟ برای پاسخ، بیایید چند نمونه از یاریهای خدا را با هم مرور کنیم:
قَد کانَ لَکُم آیَهٌ فی فِئَتَینِ التَقَتا فِئَهٌ تُقاتِلُ فی سَبیلِ اللَّهِ وَأُخرىٰ کافِرَهٌ یَرَونَهُم مِثلَیهِم رَأیَ العَینِ وَاللَّهُ یُؤَیِّدُ بِنَصرِهِ مَن یَشاءُ إِنَّ فی ذٰلِکَ لَعِبرَهً لِأُولِی الأَبصارِ[1]
در این آیه با اشاره به جنگ بدر، میفرماید خداوند تعداد مسلمانان را در چشم دشمن دوبرابر کرد تا کمبود نفرات دیده نشود و دشمن روحیه نگیرد. قرآن این امر را مصداقی از نصرت خدا برمیشمارد. مشابه این نصرت را در انفال، ۴۳ نیز میبینیم.
فأَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْحَیْثُ لَمْیَحْتَسِبُوا وَقَذَفَ فِیقُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ یُخْرِبُونَ بُیُوتَهُمْ بِأَیْدِیهِمْ وَأَیْدِی الْمُؤْمِنِینَ[2]
در مواجهه مسلمانان با قبیلهای از یهودیان، نصرت خدا شامل حال آنان شد و قلعه آنان بدون جنگ به تصرف مسلمانان درآمد. خدا عامل این نصرت را القای رعب در دل یهود عنوان میکند؛ مشابه: احزاب، ۲۶.
إذْ یُغَشِّیکُمُ النُّعَاسَ أَمَنَهً مِّنْهُ وَ یُنَزِّلُ عَلَیْکُم مِّنَ السَّمَاءِ مَاءً لِّیُطَهِّرَکُم بِهِ وَ یُذْهِبَ عَنکُمْ رِجْزَ الشَّیْطَانِ وَ لِیَرْبِطَ عَلَىٰ قُلُوبِکُمْ وَ یُثَبِّتَ بِهِ الْأَقْدَامَ، إِذْ یُوحِی رَبُّکَ إِلَى الْمَلَائِکَهِ أَنِّی مَعَکُمْ فَثَبِّتُوا الَّذِینَ آمَنُوا سَأُلْقِی فِی قُلُوبِ الَّذِینَ کَفَرُوا الرُّعْبَ فَاضْرِبُوا فَوْقَ الْأَعْنَاقِ وَ اضْرِبُوا مِنْهُمْ کُلَّ بَنَانٍ[3]
آیه اول نشان میدهد در میانه سختیهای جنگ بدر، خداوند خواب سبکی را بر مؤمنان مستولی کرده و پس از آن بارانی نازل میکند که حاصل این دو، تطهیر، محکم شدن قلوب و ثبات قدم مؤمنان است. چنانکه مشخص است این موارد، اقداماتی خارج از قواعد طبیعت نیست. در ادامه نیز میفرماید ملائکه را برای تثبیت مؤمنان فرستادیم و در دل دشمنان رعب انداختیم، حال که چنین است: مؤمنان! آنها را پا درآورید! البته ناگفته نماند بین مفسران در اینکه مخاطب دستور اضْرِبُوا، فرشتگان هستند یا مؤمنان، اختلاف نظر وجود دارد. علامه طباطبایی نظر دوم را دارند. مؤید این نظر تعابیر خود آیه، آیه ۱۰ همین سوره و آیات مشابه دیگر (مانند آلعمران، ۱۲۶؛ فصلت، ۳۰) است. از این قرائن میتوان دریافت که ملائکه در افعال مستقیم انسانها در جنگ دخالتی ندارند و نقش فرشتگان تنها تثبیت مؤمنان است. البته تفصیل این بحث مجال جدایی میطلبد.
أولَٰئِکَ کَتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ الْإِیمَانَ وَأَیَّدَهُم بِرُوحٍ مِّنْهُ […] أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ[4]
در این آیه نیز پشتیبانی خدا از حزب الله را به واسطه روح و روحیهای از جانب خود میداند و پایه آن را ایمان قلبی خود آنها میداند.
لقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْیَا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ آمِنِینَ[5]
گاه نصرت خدا به شکل رؤیا و یا اخبار غیبی و یا بطور کلی ارائه تحلیلها و اخبار وحیانی است. این دایره گستردهای از نصرتها را شامل میشود و نمونهای از آن رؤیای پیامبر در ماجرای حدیبیه است که باعث شجاعت مؤمنان در رفتن به سوی مکه شد.
کلام آخر | همانگونه که در بررسی فوق دیدیم، در جریان جنگهای پیامبرص، تعبیری که نشاندهنده دخالت مستقیم نیروهای ماورایی در مبارزه باشد، نداریم و یاریهای خداوند عمدتاً از جنس اطمینان بخشی قلبی، ایجاد ثبات قدم و تغییر تحلیل و ادراک برای مؤمنان و ایجاد رعب و ترس برای دشمنان و در یک کلام، نصرتها از نوع قلبی-ادراکی است و نه عملیاتی. این نکته اولاً به معنای آن نیست که نصرت خدا حاشیهای تلقی شود؛ از قضا موضع نصرت خدا بسیار کلیدی و راهبردی است و ثانیاً با این مطلب منافاتی ندارد که در برخی موارد جزئی و شخصی، نصرتهای ماورایی رخ بدهد. منظور آن است که جریان کلی نصرت الهی بعد از نزول قرآن، ظاهراً شکل فیزیکی-عملیاتی ندارد.
پینوشتهای تدبری
[1] آلعمران، ۱۳؛ ترجمه: برای شما در دو گروهی که [در بدر] به مصاف هم رفتند آیهای است [بس آشکار]؛ گروهی در راه خدا میجنگد و دیگری کافر است و [اینها] به چشم، آن یکیها (لشکر مؤمنان) را به اندازه دوبرابر میدیدند. و [اینگونه] خدا هر کس را بخواهد با نصرتش تقویت میکند. آری در این عبرتی برای صاحببصران است!
[2] حشر، ۲؛ ترجمه: لذا خدا از جایی که تصور نمیکردند بر آنان درآمد و در دلهایشان رعب افکند، [تا آن جا که] خانههای خود را به دست خود و به دست مؤمنان ویران میکردند.
[3] انفال، ۱۱-۱۲؛ ترجمه: همان هنگام که خدا به عنوان آرامشی از جانب خودش، بر شما خوابی سبک مستولی کرد و شما را آرام نمود و بارانی از آسمان برتان نازل کرد تا شما را بدان پاک گرداند و اضطراب [از جانب] شیطان را از شما ببرد و بر قلبهایتان بند محکمی زند و گامها را استوار سازد؛ همان هنگام که پروردگارت به فرشتگان وحی کرد که من با شما هستم! بنابراین کسانی که ایمان آوردهاند را استوار و ثابتقدم سازید؛ من در قلوب کسانی که کافر شده اند رعب و ترس میاندازم. حال که چنین است: [ای مؤمنان!] بالای گردنها (سرها) را بزنید و هر سرپنجهای از آنها را قلم کنید.
[4] مجادله، ۲۲؛ ترجمه: این [مؤمنان] کسانیاند که خدا ایمان را در دلهایشان تثبیت کرده و به روحی از جانب خودش تقویت نموده است […] آگاه باشید که حزب خدا کامیابان حقیقیاند!
[5] فتح، ۲۷؛ ترجمه: قطعاً خداوند در قالب آن رؤیا، به پیامبرش مطابق حق و حقیقت راست گفت [و با این فتح مبینی که برایتان رقم زد] بیتردید -البته [باز هم] اگر خدا خواست- در امنیت [کامل] وارد مسجدالحرام میشوید.