بازدیدها: 13
اشاره
ما کعبه را «خانه خدا» مینامیم؛ عبارتی آشنا که در ادبیات دینی، گفتوگوهای عمومی و حتی اشعار و مناجاتها بارها و بارها تکرار شده است. اما آیا خودِ خدا نیز همین تعبیر را در قرآن بهکار برده؟وقتی به آیات قرآن رجوع میکنیم، با پدیدهای شگفت مواجه میشویم: خدای متعال، بارها و با صراحت، این خانه را «خانه مردم» میخواند.
چرا چنین است؟ چه حکمتی در پس این تأکید قرآنی بر نسبت دادن این مکان مقدس به مردم نهفته است؟ چرا اجتماع انسانی، امت، و جامعه، آنقدر در منظومه الهی مهم است که حتی خانهای که خدا برای عبادت خود بنا کرده، با نام مردم شناخته میشود؟ آن جمعِ انسانی در این مکان چه وظیفهای بر عهده دارد که شایسته چنین نسبت و چنین اعتماد بزرگی شده است؟ و ما امروز، با این خانهای که برای مردم نهاده شده، چه میکنیم؟
در این یادداشت، با رجوع به آیات قرآن، به تأملی دوباره در معنای «بیتالله»، «بیتالناس» و مسئولیت امت در قبال آن پرداختهایم.
کعبه و مسجدالحرام را در عرف عمومی «خانه خدا» یا «بیتالله» میخوانیم. اما در این میان، شایان تأمل است که در قرآن کریم بیش از آنکه انتساب این بیت و خانه به خداوند محل تأکید باشد[1]، انتساب آن به «ناس» و «مردم» مورد توجه است. به این آیه دقت کنید: إِنَّ أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِی بِبَکَّهَ مُبَارَکًا وَ هُدًى لِلْعَالَمِینَ[2]. آیه به وضوح نشان میدهد این خانه، خانه مردم است. یا این آیه: جَعَلَ اللَّهُ الْکَعْبَهَ الْبَیْتَ الْحَرَامَ قِیَامًا لِلنَّاسِ وَ الشَّهْرَ الْحَرَامَ وَ الْهَدْیَ وَ الْقَلَائِدَ[3] نشان میدهد کعبه و مناسک و ضوابط مرتبط با آن، ستون و مایه قوام زندگی مردم است. یا به این آیه توجه کنید که در آن، کعبه پایگاه و کانونی برای مردم تلقی شده است: وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَیْتَ مَثَابَهً لِلنَّاسِ وَ أَمْنًا[4]. یا در جای دیگر در مورد نظام ماهها و ماههای حرام میگوید: یَسْأَلُونَکَ عَنِ الْأَهِلَّهِ قُلْ هِیَ مَوَاقِیتُ لِلنَّاسِ وَ الْحَجِّ[5] و مردم و حج را در کنار هم بکار میبرد. بطور کلی همنشینی واژه «ناس» با موضوعات مرتبط با کعبه، قبله و حج در بیانات قرآنی مشهود است.
مطلب فوق ما را به تأمل وامی دارد که چرا در قرآن این تأکید بر تعلق این خانه به مردم وجود دارد؟ پاسخ را نباید این دانست که انتساب این خانه به خدا مهم نیست، این موضوع پیشفرض بحث و یک اصل اساسی است. پاسخ را در این نکته باید جستجو کرد که محل منازعه در این حوزه کجاست؟ آنچه محل منازعه جبهه ایمان و جبهه کفار و بیدینان است، نه انتساب این خانه به خدا، بلکه نوع این انتساب است. کسی منکر نبوده و نیست که کعبه و حج به خدا مرتبط است؛ آنچه مهم است این مطلب است که چه سبک خداگرایی در حج معیار باشد؟ سبکی که نتیجه آن تأمین منافع تودههای مردم و استفاده عمومی از فرصت این پایگاه عمومی است یا سبکی که به ظلم و تحقیر تودهها دامن میزند؟
کسی که با قرآن سروکار داشته باشد و مفاهیم مدنظر قرآن و منظومه فکری آن را دنبال کند، به خوبی میداند که حج موحدانه قرآنی، خداگرایی را به شکلی دنبال میکند که ماهیتاً از دل آن مردمگرایی و توجه به منافع عمومی حاصل میشود و این، نقطه مقابل حج مشرکانه و دنیامدارانه است. حجی که در آن سخن از خدایی بیربط به زندگی جاری در زمین است و ثمره آن جز اولویت منافع سردمداران و عدم لحاظ منافع مردمان نیست. از همین روست که خدا در ضمن سوره حج، این جریان ظالم حجگذار را بازدارندگان از راه خدا و راه حج میداند: إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ یَصُدُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ وَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ الَّذِی جَعَلْنَاهُ لِلنَّاسِ سَوَاءً الْعَاکِفُ فِیهِ وَ الْبَادِ وَ مَنْ یُرِدْ فِیهِ بِإِلْحَادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْهُ مِنْ عَذَابٍ أَلِیمٍ[6] و یا در سوره ماعون آنها را نمازگزارانی توصیف میکند که از حقیقت نماز و حج غافلاند، چون به نیاز مردمان توجه ندارند: فَوَیْلٌ لِلْمُصَلِّینَ، الَّذِینَ هُمْ عَنْ صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ، الَّذِینَ هُمْ یُرَاءُونَ، وَ یَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ[7]. با این توضیحات روشن میشود که چرا در قرآن کریم کعبه و مسجدالحرام بیشتر خانه مردم خوانده شده است نه خانه خدا. گرچه اگر «خانه خدا» نبود، «خانه مردم» هم معنا نداشت.
این نقطه مغفول چیزی است که اکنون در حج و در سفر سالیانه به این پایگاه عمومی و مردمی به دست فراموشی سپرده شده است. با آنکه مردم در آن حضور مییابند، اما منافع عمومی آنها و سرنوشت جهان متعلق به آنها کمترین اهمیتی ندارد. مردم در خانه خود کنار هم جمع میشوند، اما حق سخن گفتن از مهمترین امور مربوط به خود و مطالبه حقوق ابتدایی خود را هم ندارند. در گوشهای از این سرزمین متعلق به مردمان مسلمان، در باریکه غزه، حتی اولیهترین نیاز یعنی خورد و خوراک هم تأمین نمیشود، اما کسی حق مطالبه آن در این پایگاه عمومی را ندارد. این در حالی است که مطابق قرآن، حج باید پایگاهی برای اطعام فقراء و سیر کردن گرسنگان باشد. چنانکه در تبیین حج موحدانه در سوره حج، دوبار بر این موضوع تأکید میکند. برای مثال میفرماید: وَ أَذِّنْ فِی النَّاسِ بِالْحَجِّ […] لِیَشْهَدُوا مَنَافِعَ لَهُمْ وَ یَذْکُرُوا اسْمَ اللَّهِ فِی أَیَّامٍ مَعْلُومَاتٍ عَلَىٰ مَا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِیمَهِ الْأَنْعَامِ فَکُلُوا مِنْهَا وَ أَطْعِمُوا الْبَائِسَ الْفَقِیرَ[8]. اما حج و کعبه و مسجدالحرام از این کارکرد خود بازداشته شده است.
به هر ترتیب غفلت ما از کارکرد این بیت و نشناختن جایگاه آن و از سوی دیگر ظلم و استضعاف و استخفاف از سوی حاکمان دست به دست هم داده تا غزه در سویی از این سرزمین پهناور اسلامی بسوزد و گرسنگی بکشد و با مرگ دست و پنجه نرم کند و ما در این سو، وقتی دور هم، در خانه خودمان، در بیتی که برای مردم قرار داده شده جمع میشویم، نه سخنی میگوییم و نه کاری از پیش میبریم. این به معنای این نیست که تحریم یا تعطیل حج از انجام آن بهتر است. برعکس، راهحل حج است. همین حج محدود است که بستری برای آگاهی و بیداری تدریجی خواهد شد. راه این است که حج، کعبه و قبله با نگاهی صحیح و قرآنی درک شود. راه این است که خانه خدا، از سوی مردمان به عنوان خانه خودشان شناخته شود و این آگاهی زمینه بازپسگیری این قلمروی مقدس از دست ظالمان و منافقان شود.
پینوشتهای تدبری
[1] تنها در دو مورد بصورت صریحتری، خانه به خدا نسبت داده شده است: رَبَّنَا إِنِّی أَسْکَنتُ مِنْ ذُرِّیَّتِی بِوَادٍ غَیْرِ ذِی زَرْعٍ عِندَ «بَیْتِکَ» الْمُحَرَّمِ (إبراهیم: 37). در سوره قریش نیز خداوند را صاحب و ارباب این خانه معرفی میکند: فَلْیَعْبُدُوا رَبَّ هٰذَا الْبَیْتِ (قریش: 3)
[2] آلعمران، 96؛ ترجمه: آری، اولین خانه و پایگاهی که برای مردم قرار داده شد -در حالی که مبارک است و هدایت برای جهانیان- همانی است که در مکه است [نه بیتالمقدس].
[3] مائده، 97؛ ترجمه: خداوند کعبه آن خانه واجد حرمت را مایه قیام [و زندگی پایدار و سرپا] برای مردمان قرار داد و همچنین ماه حرام و قربانی و گردنآویزها [ی آویخته بر گردن شتران قربانی].
[4] بقره، 125؛ ترجمه: و آن هنگام که این خانه را [مرکز، پاتوق و] محل رفت و آمد برای مردمان و [کانون] امنیت [برایشان] قرار دادیم…
[5] بقره، 189؛ ترجمه: از تو در مورد [فلسفه طراحی] ماهها میپرسند؟ بگو: «این ماهها چارچوبهای زمانی است [که] برای [بهرهمندی] مردم و [انجام] حج [توسط آنها طراحی شده است]».
[6] حج، 25؛ ترجمه: بیتردید کسانى که کافر شدهاند و پیوسته از راه خدا و مسجدالحرام باز میدارند-[همان مسجدالحرامی] که ما آن را براى همه مردم بصورت یکسان بین ساکنان در آن و مسافران قرار دادهایم- [بد خواهند دید]! و [بدانید قانون این است] هرکس در آن الحاد همراه با ظلم را اراده کند، ما از عذابى دردناک به او خواهیم چشانید.
[7] ماعون، 4-7؛ ترجمه: بنابراین وای بر جماعت نمازگزار [حول خانه کعبه در حج و عمره]! همانانی که از [حقیقت] نماز [و مناسک خود] غافل و به [لوازم] آن بیتوجهاند؛ کسانی که [از سویی به مردم] نمایش میدهند و [از سویی] از مایحتاج دمدستی [مردم که به سهولت و با اندک هزینهای تأمین میشود هم] دریغ ورزیده و آن را از دسترس خارج میکنند.
[8] حج، 27-28؛ ترجمه: [ای ابراهیم] در میان مردم بلند اعلام کن و به حج [و قصد به سوی این خانه] دعوت نما […] تا در نتیجه [این حضور] شاهد منافعی برای خودشان باشند و [قربانی کنند و] نام خدا را بر آنچه از چارپایان به آنها روزی کردهایم ببرند؛ پس آنگاه از آن قربانیها هم خودتان بخورید و هم بدحال فقیر را اطعام کنید.