اندیشکده قرآن گفت

شرایط فعلی ما به کربلا منتهی نخواهد شد!

بازدیدها: 17

اشاره

در فضای فعلی، برخی از دغدغه‌مندان جبهه مقاومت دچار نوعی نگرانی شدید از وضعیت جبهه خودی هستند. آنها در هنگامه جنگ، به پیشنهادهای بسیار تهاجمی (مانند ساخت سلاح اتمی، بستن تنگه هرمز، نابودی پایگاه‌های آمریکا در منطقه) تمایل داشته و در زمان آتش‌بس نیز بحث لبنانیزه شدن ایران را مطرح می‌کنند. این افراد معتقدند ما دچار انفعالیم و اگر دست نجنبانیم، ممکن است برای ما و جبهه مقاومت، شرایطی چونان کربلا (از زاویه حجم مصیبت) رقم بخورد و به سرنوشتی همچون حماس (نابودی زندگی عادی) یا حزب‌الله (بنابر تصور ایشان: تضعیف اساسی) و یا سوریه (سقوط و تجزیه) دچار شویم.

در اینجا هدف بررسی میزان انفعال ما نیست، بلکه با نگاهی الهیاتی و با این پیش‌فرض که امور دنیا دارای قواعد و نظمی الهی است، می‌خواهیم بگوییم آیا امکان دارد با توجه به این قواعد، در چنین مختصاتی باشیم؟

به نظر می‌رسد ارائه این تصویر، ریشه در یکی از دو گزاره الهیاتی ناقص زیر دارد:

امکان شکست راهبردی بخاطر هر نوع کوتاهی | امکان دارد مؤمنین پس از پیروزی‌های پیاپی، در آخرین نبرد با دشمن، به خاطر کوتاهی، ضعف ایمان و اراده طوری شکست بخورند که همه دستاوردهای قبلی به باد رود و حادثه‌ای چون کربلا رقم بخورد! مشابه این گزاره را در سطح فردی هم می‌گوییم که تصمیم غلط لحظه آخری یک نفر در آخر عمر، ورق را برمی‌گرداند و عاقبت به خیری او را به ضدش تبدیل می‌کند.

این نگاه دست‌کم در سطح تحلیل جبهه‌ای و جریانی درست به نظر نمی‌آید؛ زیرا روایت قرآن از «جریان» و «جبهه» حق، یک روایت پیوسته است که به تدریج روند صعودی را طی می‌کند و به نتیجه می‌رسد: وَ مَثَلُهُمْ فِی ٱلْإِنجِیلِ کَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْـَٔهُ فَـَٔازَرَهُۥ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَىٰ عَلَىٰ سُوقِهِ یُعْجِبُ ٱلزُّرَّاعَ لِیَغِیظَ بِهِمُ ٱلْکُفَّارَ[1]. این طور نیست که با غفلتی ناگهانی، همه داشته‌ها از بین برود و جامعه ایمانی به زمان قبل از قیام خود برگردد. سعادت و شقاوت جامعه در یک روند تدریجی اتفاق می‌افتد. کوتاهی‌ها و ضعف‌های طبیعی و مقطعی جامعه مؤمنین نهایتاً شکست تاکتیکی را رقم می‌زند که در آن امکان بازیابی تا تقابل اساسی بعدی و غلبه بر دشمن وجود دارد. اما واقعه‌ای چونان کربلا (از حیث مصیبتش) حاصل سال‌ها انحراف و بی‌تفاوتی جامعه است و جبران تبعات آن به سال‌ها و قرن‌ها تلاش نیاز دارد.

معامله خداوند با یهود مؤید منطق فوق است؛ زیرا انحرافات اولیه یهود، مانع از هدایت و نصرت خدا نشد، ولی با استمرار و تعمیق آن، نهایتاً به ناکامی‌های راهبردی و تاریخی مبدل گشت. در سوره بقره پس از ذکر سلسله‌ای از انحرافات این قوم می‌فرماید: ضُرِبَت عَلَیهِمُ الذِّلَّهُ وَ المَسکَنَهُ وَ باءوا بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِّ و علت این ذلت دائمی را کفر و نافرمانی مستمر آنها بیان می‌کند: ذٰلِکَ بِأَنَّهُم کانوا یَکفُرونَ بِآیاتِ اللَّهِ وَ یَقتُلونَ النَّبِیّینَ بِغَیرِ الحَقِّ ذٰلِکَ بِما عَصَوا وَ کانوا یَعتَدونَ[2].

امکان شکست راهبردی بخاطر غلبه تکنولوژیک | بر فرض عدم ضعف اراده، ممکن است جبهه حق به خاطر غلبه تکنولوژیک دشمن شکست اساسی خورده و صحنه کربلا برای آن رقم بخورد و در این حالت لزومی ندارد خداوند دخالت کند!

این در حالی است که با رجوع به مبانی دینی و قرآنی، درمی‌یابیم وعده‌های نصرت الهی، اتفاقاً در مواقع غلبه ظاهری دشمن به مؤمنان رسیده است و ظاهراً شکست‌های اساسی، راهبردی و تاریخی در تقابل جبهه حق و باطل به خاطر کمبود امکانات یا اشتباهات نظامی و تاکتیکی نیست (رک. این یادداشت). لذا قرآن در تحلیل خود از شکست‌های جبهه حق به این دست موضوعات اشاره نمی‌کند. برای مثال شکست احد را ناشی از سستی و ضعف اراده مؤمنین می‌داند، نه عدم رعایت یک تاکتیک نظامی: وَ لَقَدْ صَدَقَکُمُ ٱللَّهُ وَعْدَهُۥ إِذْ تَحُسُّونَهُم بِإِذْنِهِ حَتَّىٰٓ إِذَا فَشِلْتُمْ وَ تَنَٰزَعْتُمْ فِی ٱلْأَمْرِ وَ عَصَیْتُم مِّن بَعْدِ مَآ أَرَىٰکُم مَّا تُحِبُّونَ مِنکُم مَّن یُرِیدُ ٱلدُّنْیَا وَ مِنکُم مَّن یُرِیدُ ٱلْأٓخِرَهَّ[3].

اراده مستمر جبهه مقاومت و ملت ایران و برآیند روبه‌جلوی حرکت ملت ایران در تقابل با جبهه باطل، نشان می‌دهد نمی‌توان این جبهه را واجد لغزش‌های اساسی و راهبردی دانست. بنابراین در این شرایط، نه به سبب کمبودهای فناورانه و نه بخاطر وجود برخی انفعال‌ها و کوتاهی‌ها، از جهت مبنایی، امکان رسیدن به شرایط کربلا وجود ندارد.[4] نهایتاً اگر وقایع اخیر را شکست هم بدانیم (که چنین نیست)، از جنس شکست تاکتیکی مانند احد است که می‌تواند باعث رشد و اصلاح ضعف‌ها شود، نه لزوماً انزوای اساسی جبهه ایمان!

پی‌نوشت‌های تدبری

[1] فتح، 29؛ ترجمه: و تصویر آنها در انجیل مانند داستان گیاهی [بیان شده] است که خدا جوانه‌اش را [از خاک] خارج کرد؛ پس آن را نیرو ‌بخشید، آنگاه [گام به گام]  قوی و تنومند شد و در نتیجه بر ساقه‌های خویش استواری و تعادل یافت. [این رشد و شاخ و برگ یافتن] به نحوی [صورت می‌گیرد] که کشاورزان را به شگفت وامی‌دارد. [خدا اینگونه مؤمنان را قدرت می‌بخشد] تا که کافران را به واسطه آنان به خشمی فروخفته دچار سازد [و عملاً کاری در برابر آنها از دستشان برنیاید].

[2] بقره، 61؛ ترجمه: [و چنین بود که] مهرِ خوارى و درماندگى بر آنان (یهودیان) زده شد، و خود را مورد خشمی از جانب خدا قرار دادند. این بدان سبب بود که آنها [طبق یک رویه همیشگی] به آیات خدا کفر می‌ورزیدند و پیامبران را به ناحق مى کشتند؛ [آری،] این از آن روى بود که [از فرمان هاى خدا] سرپیچى کردند و [دائماً] تعدی مى‌نمودند.

[3] آل‌عمران، 152؛ ترجمه: و [اگر در مورد خلف وعده خدا شک دارد بدانید] بی‌تردید خدا همان وقت که به اذن او، آنها (دشمن) را تار و مار می‌کردید، به شما در وعده‌اش راست گفت [و به آن عمل کرد؛ این وضعیت بود] تا اینکه از بعد آنکه [خدا] آنچه بدان علاقه و تعلق دارید [یعنی غنائم] را نشان‌تان داد، شانه خالی کردید و در موضوع فرمانروایی تنازع نمودید و نافرمانی ورزیدید [اینگونه بود که ضربه سختی خوردید. آری!] برخی از شما کسانی‌اند که دنیا را اراده کرده‌اند و برخی از شما  کسانی‌اند که آخرت و پایان کار را اراده نموده است.

[4] اینکه در اینجا، کربلا به عنوان یک وضعیت تلخ و نامناسب تاریخی تلقی شده، به معنای این نیست که تدبیر امام(ع) و یارانشان در آن موقعیت تاریخی، نامناسب بوده است. منظور آن است که شرایط نامناسب جامعه منجر به وقوع چنین مصیبتی شده است؛ گرچه جبهه امام(ع) با درایتی شگفت‌آور و حماسه‌ای حیرت‌انگیز «بهترین» استفاده را از این موقعیت تاریخیِ تلخ داشته است.

پیمایش به بالا