اندیشکده قرآن گفت

غفلت از بیرون، خطایی درون‌سوز- بخش اول

بازدیدها: 9

اشاره

بسته به دیدگاهی که داریم، مسائل کلان کشور را می‌شود با رویکردهای مختلفی حل کرد:
1- برون نگری و برون گرایی: یعنی اینکه ریشه همه مسائل کلان در بیرون کشور است و ابتدا باید آنها را حل کرد تا مشکلات حل شوند.
2- درون نگری و درون بسندگی: یعنی حل مشکلات درونی کشور ارتباطی با بیرون ندارند و باید با تکیه بر توانایی‌های داخلی مشکلات رو حل کرد.
آیا مسائل کشور با این دو نگرش، به طور جدی حل و فصل شده اند؟ در این یادداشت آفت مشترک هر دو نگرش رو شرح دادیم و با آسیب‌شناسی نمونه‌هایی از حوزه اقتصاد و فرهنگ، این آسیب را ریشه یابی کردیم.

این نوشتار درصدد توضیح ادعایی تا حدودی چالش برانگیز است که ممکن است پذیرش آن برای مخاطب چندان آسان نباشد. نگاهی واقعی و فراتر از شعارها، نشان می‌دهد در دو دهه اخیر، عرصه عمومی کشور و حتی برخی جریانات نخبگانی در مواجهه با مسائل کشور، دچار نوعی برون‌فراموشی و درون‌بسندگی در سطح راهبردی شده‌اند. در این سال‌ها نه تنها کمتر انگیزه قوی برای کنش فراتر از مرزها وجود نداشته، بلکه حتی تحلیل مسائل کشور نیز با نگاهی محدود به داخل انجام گرفته است. منظور البته در سطحی راهبردی است نه عملیاتی. بسیاری جریانات به درون مشغول و از تحولات بیرونی غافل‌اند و یا آنکه حوصله‌ای برای داخل کردن آن در محاسباتشان ندارند. شکل نمادین این معضل، خود را در مناظرات انتخاباتی ریاست جمهوری نشان داد. آنجا که با وجود جریان داشتن حوادث منطقه‌ای مهم پس از طوفان‌الاقصی، کمترین اشاراتی به آن وجود نداشت!

بسیاری چنین‌اند | در این موضوع، دو طیف مشترک‌اند. هم آنهایی که کشور را ایزوله و در خلأ می‌پندارند و هم آنهایی که به ظاهر از لزوم ارتباط با بیرون سخن می‌گویند. گروه اول هم از جنبه نظری و هم از جنبه عملی راه‌حل مسائل داخلی را در داخل جستجو می‌کنند. این گروه تصوری فانتزی و بریده از محیط نسبت به مسائل داخلی دارند و دچار غفلتی خطرناک از ارتباط تنگاتنگ مسائل داخلی با منطقه و جهان هستند. از این رو تجویزهای آنها غالباً محدود به ساختارهای داخلی است. نمود این نگرش را در تلقی خام از شعارهایی چون «خودکفایی» و «توسعه درون‌زا» می‌توان مشاهده کرد. البته در عرصه نظامی-امنیتی به برکت مبانی انقلابی، وضع برای این گروه متفاوت است. اگر این حوزه فاکتور گرفته شود، در بقیه موارد، روحیه درون‌بسندگی نمایان می‌شود.

ممکن است تصور شود ادعای فوق مخصوص به گروه اول و عمدتاً هسته سخت انقلابی است و عموم مردم و یا عموم نخبگان دانشگاهی از قضا اعتقادی راسخ به برون‌نگری دارند. اما با کمی دقت‌نظر این ذهنیت رنگ می‌بازد. روحیه درون‌بسندگی و برون‌فراموشی گروهی دیگر را نیز شامل می‌شود؛ گرچه شکل این امر برای دو گروه متفاوت است. گروه دوم از جنبه نظری و در شعار سخن از ارتباط با بیرون می‌کنند اما در عمل به لوازم آن پایبند نیستند (گرچه طیف‌های مختلفی در آنها وجود دارد). آنها تعامل بیرونی را یکجانبه می‌پندارند و تأثیرگذاری بیرونی را جزئی از آن تلقی نمی‌کنند. همچنین فراز و نشیب این مسیر و تنش‌های احتمالی حاصل از فراروی از مرزها را به رسمیت نمی‌شناسند. با آنکه تعاملات بیرونی راهی سخت و پردردسر و نیازمند تدبیر، هوشیاری و تلاش است. این گروه در این نقطه پایمردی نمی‌کنند و عطای برون‌نگری را به لقایش بخشیده و تنها به شکل تقلیل‌یافته آن چون مذاکره یا آوردن این شرکت و آن شرکت چندملیتی اکتفا می‌کنند. اینچنین است که دلیلی نمی‌بینند واقعیت‌های بیرونی را بازخوانی کنند، جایگاه کشور و مسائلش را در آن جانمایی کنند و تعامل فعال و مؤثر با بیرون داشته باشند و اگر تعاملات بیرونی تنش‌هایی را به همراه داشته باشد، آن را «ماجراجویی» می‌خوانند و از آن حذر دارند. در یک کلام آنها حوصله کنش‌گری مستقل و مؤثر با منطقه و جهان ندارند، مگر در جایی که برای پرداخت به امور داخلی، سازش و آرام‌سازی شرایط لازم باشد. این برون‌نگری دست‌وپا‌شکسته، نامش برون‌نگری نیست. چونان شخصی که با قلدر محله می‌بندد که به امورات خودش برسد و کسی به کارش کار نداشته باشد. این انزواطلبی شیک است. شعار «نه غزه،‌ نه لبنان، جانم فدای ایران» نمودی بارز از این روحیه است.

دردی دوا نشد | اما آیا این چشم دوختن به داخل، دردی از مسائل کشور دوا کرده است؟ اینطور به نظر نمی‌رسد. مثال بارز این امر را می‌توان در رویکرد نخبگان انقلابی در موضوعات اقتصادی دنبال کرد. در موضوع اقتصاد، نگاه عمدتاً بر داخل متمرکز شده است و اینطور تلقی می‌شود که راه شکوفایی اقتصادی ما، تمرکز بر حل مسائل و اختلالات درونی اقتصاد است. از این رو عمدتاً سیاست‌ها و اقداماتی نظیر بهبود فضای کسب‌وکار، مولدسازی، حمایت از بنگاه‌های زودبازده، هدفمندی و… جهت اصلاح اقتصاد کشور پیگیری شده است که البته در جای خود لازم است اما کافی نیست. این نگاه گرچه در ظاهر معقول به نظر می‌رسد، اما اکتفا کردن به آن ساختارهای در‌هم‌تنیده اقتصاد داخلی با اقتصاد جهانی را مغفول می‌گذارد. هنگامی که در دهه‌های اخیر، کشور در جهان خود فرو رفت، متوجه نبود که انقلاب ایران تحولات عظیم جهانی پدید آورده و استحکام درونی اقتصادی آن جز با فهم پازل روابط پیچیده اقتصاد سیاسی در جهان ممکن نیست. از این رو با آنکه اولویت‌ دو دهه مسائل اقتصادی بود، اما اقداماتی سامان گرفت که کاملاً سویه درون‌نگر و محدود به ساختار درونی داشت و نتوانست مانعی برای هجمه‌های احتمالی بیرونی به اقتصاد ایران را فراهم آورد.  این روحیه برون‌فراموشی خود را در امور مختلفی نشان می‌دهد: در «رها کردن مسئله مهم کریدورها و اینکه یکی از مهمترین راه‌های خنثی‌سازی تحریم هستند»،[1] در «عدم درک این موضوع که قوت اقتصاد کشور بدون حضور همسایه قوی ممکن نیست»، در «عدم جانمایی کشور در یک زنجیره تولید مشخص»، در «معماری زیرساختهای پیامرسان بانکی در سال‌های منتهی به تحریم بدون توجه به شرایط جهانی»، در «عدم طراحی تبادلات ارزی با توجه به نقش جهانی کشور» و در بسیاری دیگر از موضوعات. بماند که عده‌ای ساده‌اندیش تنها کنش بیرونی را مذاکره برای رفع تحریم فهمیده بودند و عملاً این دست موضوعات اساسی را رها کردند.

این معضل مخصوص حوزه اقتصاد نیست و در بسیاری از حوزه‌ها حتی حوزه‌ فرهنگ هم وجود دارد. در این عرصه نیز نوعی ترس و تحفظ برای کنش بیرونی وجود دارد. اما آیا دامن زدن به این ترس، به ما کمک کرده است یا موجب انفعال و افسردگی در فضای فرهنگی گردیده است؟ یکی از مثال‌ها در حوزه رسانه است. بعد از افول رسانه پرس‌تی‌وی، برخلاف اهمیت استراتژیک این موضوع در منطقه، دغدغه اساسی برای احیای آن و شکل دادن به یک جریان رسانه‌ای قدرتمند وجود نداشت. ضعف رسانه‌ای داخلی را نمی‌توان از این نکته جدا دید؛ زیرا در جهان کنونی، داشتن رسانه قوی داخلی بدون وجود رسانه قوی خارجی شاید چندان فرض نداشته باشد. در حوزه سینما نیز چنین است. به عنوان نمونه حضور در فستیوال‌های جهانی به جای آنکه به عنوان فرصتی برای نشر قطره‌چکانی فرهنگ و هویت کشور دیده شود، تهدید تلقی می‌گردد. در حوزه نشر و کتاب نیز ارتباطات جهانی مهمی می‌توان ایجاد کرد که به رونق این عرصه کمک می‌کند اما کمتر مورد توجه است. حتی در حوزه تولیدات مذهبی نیز با وجود ظرفیت‌های فراوان، حضور در عرصه‌های منطقه‌ای و جهانی بسیار کمرنگ است و دغدغه‌ای نیز از سوی متولیان برای این امر به شکل جدی وجود ندارد. گرچه در این حوزه برخی نمونه‌های موفق وجود دارد. برگزاری برنامه محفل با لحاظ ابعاد جهان اسلامی یکی از این نمونه‌هاست.[2]

چرا نمی‌شود | اما چرا این رویکرد منجر به حل مسائل داخلی نخواهد شد؟ دو دلیل اصلی در این رابطه می‌توان طرح کرد:

اول. چون مسائل درون و بیرون ارتباط ذاتی دارند. شریان‌های درونی جامعه اعم از شریان‌های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، علمی و… همگی متصل به شبکه بیرونی منطقه‌ای و جهانی هستند. این امری غیرقابل انکار است. بنابراین با اینکه ممکن است در کوتاه‌مدت برخی امور داخلی را بصورت ایزوله از بیرون سامان داد، اما در نهایت در بلندمدت تأثیر و تأثرات وجود دارد و نمی‌توان آن را نادیده انگاشت.

دوم. اگر حتی فرض کنیم مسائل درونی بطور مستقل قابل حل هستند، اما گاه دخالت عوامل بیرونی، مانع این امر خواهد شد. این امر در موضوعات سیاسی واضح‌تر است. کشور دشمنانی دارد که در هیچ شرایطی دست از سر آن بر نمی‌دارند و به کارشکنی ادامه می‌دهند. این دشمنان مانع حل مسائل داخلی به شکل پایدار خواهند شد.[3] این موضوع وقتی بغرنج‌تر می‌شود که به جایگاه ویژه ژئوپلتیک کشور توجه شود، جایگاهی که بسیاری از بازیگران جهانی را ذی‌نفع در کشور می‌کند؛ چه از حیث سیاسی، چه اقتصادی، چه فرهنگی و…

غفلت از این دو عنصر مهم، علاوه بر نگاه‌های واقعیت‌گریز نخبگان ما، تا حدودی ناشی از دوری از تعالیم اصیل دینی نیز هست. شخصی که با مجموعه تعالیم قرآن کریم انس داشته باشد و از آن الهام بگیرد، به خوبی اهمیت نگاه بیرونی در قرآن و حل و فصل امور داخلی جبهه اسلامی در پرتوی نگاهی کلان و فراجبهه‌ای و بلکه جهانی را درک می‌کند. قرآن کریم می‌تواند تعادلی بین درون و بیرون را به ارمغان آورد که در جریانات کنونی کشور کمرنگ است. در بخش دوم این نوشتار به نگرش قرآن در این باب پرداخته خواهد شد و مبنای تئوریک قوی‌تری برای تبیین آنچه در اینجا بیان شد فراهم خواهد آمد.

پی‌نوشت‌های تدبری

[1] گزارش دفتر مطالعات اقتصادی مرکز پژوهش‌های مجلس در اردیبهشت 1402 با عنوان «ابتکار راهبردی ایران؛ جانمایی جدید و بازتعریف نقش ایران در اقتصاد جهان(1): خنثی‌سازی تحریم به چه معناست؟»، چهار روایت که تا بدین جا در مقابله به مقوله تحریم مطرح شده و چندان موفق نبوده را برمی‌شمارد که عبارتند از: 1. رفع حقوقی تحریم و عادی‌سازی روابط ایران و بلوک غرب، 2. دور زدن تحریم و صدور مجوزهای موردی، 3. استفاده از ابزارهایی نظیر پیمان پولی، بانکداری فراساحلی، رمزارز و … و 4. اصلاحات اقتصادی داخلی. این گزارش در ادامه راهبرد بدیلی را ارائه می‌دهد که همان «بازتعریف نقش ایران در اقتصاد جهان» است.

[2] نمونه‌های موفقی از رویکرد بیرونی نیز وجود داشته است. برای مثال در ساحت امنیتی، اقدام به موقع در دفع خطر داعش یک نمونه برجسته است. یا در ساحت فرهنگی، سریال‌های مربوط به زندگانی پیامبران که بازتاب‌های منطقه‌ای داشته است، یا تأسیس جامعه المصطفی العالمیه به عنوان حوزه‌ای در سطح بین‌المللی نمونه‌های موفق اما معدود است.

[3] چنانکه در آیات اول و دوم سوره مبارکه ممتحنه چنین فرمود: یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنوا لا تَتَّخِذوا عَدُوّی وَعَدُوَّکُم أَولِیاءَ تُلقونَ إِلَیهِم بِالمَوَدَّهِ … إِن یَثقَفوکُم یَکونوا لَکُم أَعداءً وَیَبسُطوا إِلَیکُم أَیدِیَهُم وَأَلسِنَتَهُم بِالسّوءِ وَوَدّوا لَو تَکفُرونَ (ترجمه: ای جامعه ایمانی! دشمن من و دشمن خودتان را ولیّ نگیرید؛ با مودت و دوستی با آنها ارتباط برقرار کرده و مواجه می‌شوید… همینان اگر شما را به چنگ آورند، دشمنان شما خواهند بود و دستان و زبانشان را به قصد سوء به سوی شما دراز خواهند کرد، در حالی که به کافر شدن شما امید بسته‌اند).

پیمایش به بالا