اندیشکده قرآن گفت

آیا قطعیت پیروزی به معنای سرعت پیروزی است؟

بازدیدها: 7

اشاره

کمتر کسی است که نداند در این قرآن کریم، دعوت به جهاد و مبارزه و قتال با ظالمان یک رکن اساسی است و حذف این دست مباحث از آن، خدشه اساسی به تفکر قرآنی وارد می‌کند. اما فراتر از شنیده‌ها، چون بسیاری از ما عادت به مطالعه قرآن و انس مستقیم با آن نداریم، شاید ندانیم که یکی از خطوط اساسی که پا ‌به پای ترسیم افق‌ها و وعده‌های پیروزی در قرآن کریم مورد توجه است مفهوم «صبر» است. اما این صبر چه ویژگی‌هایی دارد که به سستی، تنبلی، انفعال، بی‌تفاوتی، عافیت‌طلبی و این قبیل روحیات ختم نشود؟ تلاش کردیم در این یادداشت با استنادات قرآنی به پاسخ این سؤال بپردازیم.

طی سالیان اخیر تحلیل‌ها و موضع‌گیری‌های متنوعی نسبت به موضوعات مربوط به جنگ و مبارزه در منطقه، طرح شد که نیازمند بازخوانی و آسیب‌شناسی است. در تحلیل‌ها و مواضع با روحیه‌ای روبرو بودیم که خود را در بحبوحه درگیری‌ها به شکلی و پس از پایان آن به شکلی دیگر نشان می‌داد. از سویی در زمان درگیری، نوعی هیجان و دلهره همزمان موج می‌زد که گویی فقط با حملات پرحجم جبهه مقاومت فروکش می‌کرد و از سوی دیگر، همین شرایط پس از درگیری‌ها نیز خود را نشان داد و در تشخیصِ اینکه نهایتاً کدام جبهه پیروز میدان بود چالش‌ جدی پدید آورد. در اینجا نمی‌خواهیم به تحلیل سیاست‌های جبهه مقاومت و یا موضع‌گیری‌های طیف‌های منتقد این سیاست‌ها بپردازیم؛ چه اینکه در این مورد سخن زیاد گفته شده است. اما به هر تحلیلی قائل باشیم، زاویه‌ای از موضوع به ویژه در سطح الهیاتی کمتر مورد توجه است که تذکر و تنبه آن ضروری می‌نماید.

برای آغاز، نگاهی بیندازیم به همان آبشخوری که طرفداران پرهیجان مقاومت از آن تغذیه می‌کنند و این هیجان و انگیزه و دغدغه را مرهون آن هستند: قرآن کریم. کمتر کسی است که نداند در این کتاب شریف، دعوت به جهاد و مبارزه و قتال با ظالمان یک رکن اساسی است و حذف این دست مباحث از آن، خدشه اساسی به تفکر قرآنی وارد می‌کند. حتی کسانی که قرآن نخوانده‌اند نیز به حسب شنیده‌ها می‌دانند که این کتاب روحیه‌ای مجاهدانه به مخاطبان خود تزریق کرده و آنها را از انفعال و بی‌تفاوتی باز می‌دارد و به قتال تشویق می‌کند. در این میان، وعده به پیروزی و نصرت الهی یکی از محورهای پرتکرار در این باب و از جمله معارف قطعی قرآنی است؛ به شکلی که انکار آن عملاً به انکار قرآن منتهی می‌شود؛ چنانکه فرمود: أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلَىٰ نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ [1] و یا با تعبیری رسا اشاره نموده است: کانَ حَقًّا عَلَینا نَصرُ المُؤمِنینَ [2](برای مطالعه بیشتر رک. پی‌نوشت1). اتکای به این تعابیر و باور به این وعده‌ها موجب می‌شود که مخاطب باورمند دائماً در پی تحقق این افق‌ها بر روی زمین و منتظر تغییر در کف میدان باشد؛ حَتَّىٰ یَقُولَ الرَّسُولُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَىٰ نَصْرُ اللَّهِ؟[3]. خلاصه کلام آنکه خداوند خود آغازگر این امید و باور در میان مؤمنان و ایجاد این انتظارات در میان آنهاست و همین نشان می‌دهد هیجانی که در این طیف دیده می‌شود، چندان بی‌راه نیست؛ اما…

اما با توجه به اینکه بسیاری از ما عادت به مطالعه قرآن و انس مستقیم با آن نداریم، تنها وعده‌های فتح و پیروزی را از قرآن شنیده‌ایم و از برخی خطوط و محورهای دیگر مورد تأکید همین کتاب در زمینه مبارزه و جهاد تا حدود زیادی مطلع نیستیم، چنانکه در فضای گفتمانی ما نیز کمتر بازتاب دارد. یکی از این خطوط که پا ‌به پای ترسیم افق‌ها و وعده‌های پیروزی در قرآن کریم مورد توجه است و شاید کمتر از آن هم نباشد، مفهوم «صبر» است. التزام به منظومه فکری قرآنی، تنها مستلزم باور به وعده‌ها و دنبال کردن پیروزی و نصرت در درگیری‌ها نیست، همین منظومه فکری به ما یاد می‌دهد که برای رسیدن به آن وعده‌ها باید صبر پیشه کنیم. قرآن کریم توصیه انقلابی حضرت موسی به پیروان خود را اینگونه نقل می‌کند: قالَ موسىٰ لِقَومِهِ اسْتَعِینُوا بِاللَّهِ وَ اصْبِرُوا إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ یُورِثُهَا مَنْ یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَ الْعَاقِبَهُ لِلْمُتَّقِینَ [4] و در ادامه بیان سیر این حرکت انقلابی در همین آیات، گوهر اصلی پیروزی را صبر معرفی می‌کند: وَ أَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِینَ کَانُوا یُسْتَضْعَفُونَ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا الَّتِی بَارَکْنَا فِیهَا وَ تَمَّتْ کَلِمَتُ رَبِّکَ الْحُسْنَىٰ عَلَىٰ بَنِی إِسْرَائِیلَ بِمَا صَبَرُوا[5] (برای مطالعه بیشتر رک. پی‌نوشت2). همین الگو در مورد پیامبر اکرم نیز دیده می‌شود. در جای جای قرآن به ویژه در سور مکی و به طور خاص در پایان‌بندی این سور، پیامبر اکرم را به صبر در راه اهداف قرآن کریم فرا می‌خواند؛ برای مثال در انتهای سوره یونس و در جمع‌بندی مباحث می‌فرماید: وَ اتَّبِع ما یوحىٰ إِلَیکَ وَ اصبِر حَتّىٰ یَحکُمَ اللَّهُ وَ هُوَ خَیرُ الحاکِمینَ [6] و یا در انتهای سوره قلم، حتی صبر به میزانی که یونس ع انجام داد را هم کافی نمی‌داند و می فرماید: فَاصبِر لِحُکمِ رَبِّکَ وَلا تَکُن کَصاحِبِ الحوتِ [7]. این مسئله تا آنجا مهم است که شاید بتوان ادعا کرد سخن قرآن با بشر در یک نگاه کلی در دو چیز خلاصه می‌شود: اول، وعده به نصرت خدا و نابودی باطل و دوم، لزوم صبر برای رسیدن به این وعده‌ها.

اما برای تفصیل بحث، مناسب است از زاویه‌ای دیگر هم مطلب را مرور کنیم. روشن است قرآن کریم با سستی، تنبلی، انفعال، بی‌تفاوتی، عافیت‌طلبی و این قبیل روحیات سر سازگاری ندارد. در موضوع قتال و مبارزه نیز به شدت با این روحیات مقابله شده است. این خط را بطور ویژه در سوره آل‌عمران می‌توان دنبال نمود. لکن خط تحلیلی دیگری نیز در قرآن دیده می‌شود که مسئله را جالب می‌کند. قرآن کریم یکی از ریشه‌های تکذیب منظومه فکری خود را مفهومی به نام «عجله و شتاب» می‌داند؛ امری که ممکن است تعجب‌برانگیز باشد. چطور انکار آخرت که منجر به سستی و عافیت‌طلبی می‌شود، ریشه در عجله و شتاب دارد؟ چطور شتاب به ضد خود یعنی سستی منتهی می‌شود؟! قرآن کریم معتقد است انسان به دنبال تحقق آرمان‌ها و دستیابی به مطلوبات خود است؛ چه انسان کافر، چه انسان مؤمن. اما تفاوت انسان‌های دنیاگرا و آخرت‌گریز با آخرت‌گرایان در این است که گروه اول این امر را با شتاب و در بازه‌ای نزدیک و در دسترس طلب می‌کند و اهل بردباری تا رسیدن به عاقبت‌ها و پایان‌ها و آخرت‌ها نیست. از این رو به همین زندگی دم‌دستی و زود‌دست‌یافتنی اکتفا می‌کند و کنش‌های او معطوف به درازمدت نمی‌شود. اما گروه دوم با آنکه به دنبال آن شرایط مطلوب است، اما آن را در آینده نزدیک جستجو نمی‌کند، سختی‌ها و فراز و نشیب‌ها را به جان می‌خرد تا به آن پایان نهایی و مطلوب پایدار برسد. چنانکه در تحلیل همین انکارها می‌فرماید: کَلَّا بَلْ تُحِبُّونَ الْعَاجِلَهَ [8]، و إِنَّ هٰؤُلَاءِ یُحِبُّونَ الْعَاجِلَهَ وَ یَذَرُونَ وَرَاءَهُمْ یَوْمًا ثَقِیلًا [9]. بنابراین می‌توان گفت اهالی دنیا که حاضر نیستند عافیت نقد آنها دچار اندک اختلالی شود و در راه جهاد و قتال سستی و بی‌تفاوتی دارند، از قضا همینان در عمق وجودشان دچار شتابزدگی و عجله و اهل زودخواهی‌اند. این تلازم میان انفعال-عجله و از سوی دیگر کنش‌گری-صبر از تحلیل‌های ناب قرآنی است که سرمنشأ سبک ویژه‌ای از تمدن‌سازی و صحنه‌پردازی در زندگی می‌گردد.

گرچه باید تفکیک کرد میان کسانی که از روی عجله دنیاخواهانه، اساساً تن به جهاد و مبارزه نمی‌دهند و کسانی که از روی دلبستگی به مبارزه و جهت پیروزی، روحیه عجله در آنها وجود دارد. شاید هر دو در این اشتراک دارند که می‌خواهند زیر بار سختی‌های مسیری درازمدت و پرپیچ و خم نروند، اما نباید آنها را یک کاسه نمود. آنچه مهم است این هشدار است که چنین عجله‌ای در صورت تثبیت، می‌تواند در امتداد خود، به تدریج انسان مؤمن را از برخی شکست‌ها و ناکامی‌ها سرخورده کند، او را به همان نتیجه‌ای برساند که انسان منفعل رسید. یعنی اینگونه نتیجه بگیرد که اساساً مبارزه بی‌فایده است و همان راه انفعال بهتر بود. این چرخه‌ای خطرناک است که قوم موسی ع نیز بدان دچار شد. همانان که گفتند ما آمده بودیم که در این جبهه پیروز شویم، ولی چه ماند برای ما جز آزار و دردسر: قالوا أوذینا مِن قَبلِ أَن تَأتِیَنا وَ مِن بَعدِ ما جِئتَنا [10] حال می‌توان سرنوشت این روحیه را به خوبی قضاوت کرد. این قوم که در آغاز مؤمن بودند، اکنون ضرب المثل انفعال و سستی و دنیاگرایی هستند. 

خلاصه آنکه قرآن کریم علاوه بر آنکه از سستی و بی‌تفاوتی و عافیت‌طلبی پرهیز می‌دهد، در عین حال به شدت با روحیه عجله نیز در می‌افتد (برای مطالعه بیشتر رک. پی‌نوشت3). روحیه‌ای که نه صرفاً یک رذیله اخلاقی فردی، بلکه مفهومی عمیق و ریشه‌دار با ابعاد الهیاتی فراوان است. به نظر می‌رسد از نگاه قرآن، در بستر تقابل‌های میان جبهه حق و باطل علاوه بر آنکه کنش فعالانه و شجاعانه برای رسیدن به وعده‌های قطعی خدا بسیار کلیدی و مرکزی است، اما در عین حال پرهیز از عجله و التزام به راهبرد صبر نیز یک ملاحظه استراتژیک برای جبهه حق است. باید دانست تحقق وعده‌های الهی زمان‌بر است و اعتقاد به قطعیت پیروزی لزوماً به معنای سرعت در پیروزی نیست. پیروزی نهایی به معنای ضربه نخوردن و یک‌راست غلبه یافتن نیست. اساساً مدیریت خدا بر جهان و اعمال ربوبیتش امری تدریجی و درازمدت است چنانکه در ضمن بحث از وعده‌های الهی در سوره حج می‌فرماید: إِنَّ یَوْمًا عِندَ رَبِّکَ کَأَلْفِ سَنَهٍ مِمَّا تَعُدُّونَ [11]. بنابراین همانطور که از باور به پیشبرد امور توسط خدا و وعده نصرت او، می‌توان لزوم قاطعیت و ایستادگی و کوتاه نیامدن استنتاج کرد، همانطور می‌توان لزوم صبر و بردباری و ابتناء بر راهکارهای دیربازده اما نتیجه‌بخش را نیز استنتاج نمود. همانطور که از قطعیت پیروزی به خدا پشت‌گرم می‌شویم و مبارزه را جدی می‌گیریم، همانطور هم نتیجه می‌گیریم باید صبر کنیم، به انتهای مسیر مطمئن باشیم و نخواهیم ضربه‌های محتمل و طبیعی درون مسیر را بصورت میانبر رد کنیم. به عبارت دیگر، همانطور که از اعتماد به خدا و وعده‌اش، امیدوار به پیروزی میشیم، از آن سو ناامید از شکست و ناملایمات هم نخواهیم شد و با روی باز آن را پذیرا خواهیم بود و در یک کلمه، هم دنبال پیروزی هستیم، هم عجله‌ای برای آن نداریم.

در قضایای اخیر، برخی گونه‌ای به صحنه نگاه کرده و می‌کنند که گویی با این جنبه از طراحی دینی مبارزه آشنا نیستند. تصور این است که پیروزی به معنای پیروزی در همین اکنون و با شکل و شمایلی پرطمطراق است. می‌پندارند چون ضربه‌ای محکم و کاری انجام نشده، سنت خدا نیز جاری نشده و اگر چنین می‌شد، کار تمام بود. البته در اینجا قضاوتی نمی‌کنیم که این افراد نسبت به این موقعیت خاص موضع درستی دارند یا نه و به پیچیدگی‌های مسئله واقفیم. تنها می‌خواهیم این ناحیه از راهبرد قرآنی را هم به یاد داشته باشیم؛ زیرا همانطور که انفعال محتوم به شکست است، غفلت از راهبرد صبر و تمرکز بر قاطعیت ضربتی، نیز در غایت می‌تواند به ضد خود بدل شود و نوعی انفعال و سرخوردگی و نهایتاً حتی عاجله و دنیاخواهی و مطالبه پیروزی‌های مصنوعی را بازتولید کند که در آن صورت، شکست حقیقی رهاورد آن خواهد بود.    

 

پی‌نوشت‌های تدبری |

  1. سوره بقره، به ویژه آیات 243-253؛ سوره آل‌عمران، به ویژه آیات 10-17؛ سوره غافر، به ویژه آیات مربوط به مؤمن آل فرعون؛ سوره محمد(ص)، به ویژه آیات 7-15؛ سوره صف
  2. در سوره بقره و آل‌عمران، بکارگیری مفهوم صبر در ضمن مباحث مربوط به قتال قابل بررسی و مطالعه است. همچنین تکرار ماده صبر در سوره کهف تأثیر آن در فهم مباحث سوره (به ویژه داستان اصحاب کهف و داستان موسی(ع)) قابل کنکاش است.
  3. به تکرار ماده «عجل» در سوره طه توجه کنید. این سوره به پیامبر اکرم می‌آموزد که قرآن به سرمنزل مقصود می‌رسد اما برای تحقق آن نباید عجله کند و فراز و نشیب داستان هدایت حضرت موسی(ع) را ذکر می‌کند تا این نکته را منتقل کند که کار مراحل و گام‌هایی دارد. بررسی سوره قیامت و انسان نیز توصیه می‌شود. در این دو سوره می‌توان این دو خط را پیگیری نمود: روحیه عجله ریشه اصلی تکذیب مکذبان و در مقابل لزوم پرهیز از این روحیه و صبر برای تحقق قرآن توسط پیامبر اکرم(ص). همچنین بطور کلی اختلال ناشی از عدم صبر را می‌توان در برخی روایت‌های قرآنی از وقایع مانند: داستان حضرات آدم، موسی و خضر و یونس (علیهم السلام) پیگیری نمود.

پی‌نوشت‌های تدبری

[1] حج، ۳۹؛ ترجمه: به کسانى که همواره و مظلومانه مورد تهاجم و قتل عام قرار گرفته‌اند، اجازه دفاع و جهاد داده شده است و البتّه خداوند بر یارى و پیروز کردن آنان قادر است.

[2] روم، ۴۷؛ ترجمه: و یاری و پیروز کردن مؤمنان حقّی بر عهده ماست.

[3] بقره، ۲۱۴؛ ترجمه: تا آن جا که پیامبر و کسانی که ایمان آورده و با او بودند، گفتند: یاری خدا کی خواهد بود؟

[4] اعراف، ۱۲۸؛ ترجمه: موسی به قوم خود گفت: از خدا یاری بجویید و بر دشواری‌ها صبر کنید؛ چراکه زمینی که در دست فرعونیان می‌بینید از آنِ خداست و خدا آن را به هر کس از بندگانش که بخواهد به میراث خواهد داد و فرجام حقیقی از آنِ تقواپیشگان است.

[5] اعراف، ۱۳۷؛ ترجمه: و به آن مردمی که پیوسته ضعیف و ناتوان نگاه داشته می‌شدند، مشرق‌ها و مغرب‌های آن زمین را که در آن برکت بخشیده بودیم، به میراث دادیم، و قضا و وعده نیکوی پروردگارت برای بنی اسرائیل به پاس صبری که پیشه کردند، تحقق یافت.

[6] یونس، ۱۰۹؛ ترجمه: ای پیامبر، از آنچه به تو وحی می‌شود پیروی کن و بر سختی‌هایی که در این راه به تو می‌رسد صبر کن تا خدا میان تو و مردم داوری کند، که او بهترین داوران است.

[7] قلم، ۴۸؛ ترجمه: پس برای حکم پروردگارت، صبر کن و مانند یونس آن همدم ماهی (شتابان) مباش.

[8] قیامت، ۲۰؛ ترجمه: چنین نیست که قیامتی در کار نباشد؛ بلکه از این رو رستاخیز را باور ندارید که این زوددست‌یافتنی (دنیا) را دوست می‌دارید.

[9] انسان، ۲۷؛ ترجمه: اینان این زوددست‌یافتنی (دنیا) را دوست دارند و روزی گران را که پیش روی خود دارند وامی گذارند و از آن غفلت می‌ورزند.

[10] اعراف، ۱۲۹؛‌ ترجمه: قوم موسی(ع) به او گفتند: هم پیش از آن که نزد ما بیایی و هم بعد از آن که نزد ما آمدی مورد آزار قرار گرفتیم.

[11] حج، ۴۷؛ ترجمه: یک روز نزد پروردگارت معادل هزار سال است از آنهایی که شما می‌شمارید.

پیمایش به بالا