اندیشکده قرآن گفت

نماز؛ از نیایش فردی تا پایگاه شهری

بازدیدها: 3

اشاره

یکی از مسائل مهمی که امروز با آن روبرو هستیم، کاهش حضور و تأثیر نماز در زندگی روزمره است. گویی نماز به تدریج از یک رفتار حیاتی در زیست مؤمنانه به آیینی تشریفاتی و گاه حاشیه‌ای تبدیل شده است. این کم‌رنگ شدن جایگاه نماز دلایل متعددی دارد، اما در این نوشتار قصد داریم به یک زاویه کمتر دیده‌شده اشاره کنیم: نگاهی تلفیقی از قرآن و معماری و شهرسازی.

یکی از مسائل مهمی که امروز با آن روبرو هستیم، کاهش حضور و تأثیر نماز در زندگی روزمره است. گویی نماز به تدریج از یک رفتار حیاتی در زیست مؤمنانه به آیینی تشریفاتی و گاه حاشیه‌ای تبدیل شده است. این کم‌رنگ شدن جایگاه نماز دلایل متعددی دارد، اما در این نوشتار قصد داریم به یک زاویه کمتر دیده‌شده اشاره کنیم: نگاهی تلفیقی از قرآن و معماری و شهرسازی.

در فرهنگ ما، «نماز» اغلب به عنوان یک مناسک فردی و عبادی تلقی می‌شود؛ اما با دقت در کاربرد واژه «صلاه» در قرآن، درمی‌یابیم که نماز فقط ارتباطی شخصی با خدا نیست، بلکه نوعی پایگاه عبادی ـ اجتماعی است که هم جنبه جمعی دارد، هم فضایی و مکانی. این نگاه تازه می‌تواند ما را به درکی متفاوت از نماز برساند؛ درکی که زمینه‌ساز بازگشت آن به متن زندگی فردی، اجتماعی و حتی ساختار شهر می‌شود.

در این نوشتار، با مروری بر شواهد قرآنی، این تعریف تازه از نماز را بررسی کرده و اشاره‌ای کوتاه به پیامد آن در حوزه شهر و شهرسازی خواهیم کرد.

نماز، فعالیتی اجتماعی |ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این تلقی وجود دارد که نماز، رابطه «یک» انسان با خداست و عبادتی فردی محسوب می‌شود. اما «صلاه» در قرآن کریم مفهومی جامع‌تر از دعا، آیین پرستش و راز و نیاز با خداوند است؛ اگرچه محور اصلی آن ارتباط مستقیم امت با خداوند و اظهار تذلل و خشوع به آن درگاه و در حقیقت نوعی نمایش بندگی و خداگرایی است. اما برخلاف تصور، این آیین در اصل خود، هیچ‌گاه یک آیین فردی و خلوت‌گرا نبوده است. در نگرش قرآن کریم این نمایش بندگی و خداگرایی، غالباً با حضور انبوهی از مؤمنان و با رهبریت رهبری الهی به منصه ظهور می‌رسد و اساساً ماهیتی اجتماعی دارد تا فردی. از همین روست که یکی از ابعاد مهم نماز در قرآن کریم، ارتباط با رهبری الهی جامعه است. اساساً باید گفت نماز با این تعریف با محوریت دو رکن برپا می‌شود: رکن اول: امام، رکن دوم: مأمومین.

در قرآن کریم بسیاری از آیاتی که به نماز امر می‌کند، با صیغه جمع است و تنها فرد مخاطبِ دستور نیست. در برخی موارد نیز به شکل واضحی به جماعت بودن نماز اشاره شده است: وَ أَقیمُوا الصَّلاهَ وَ آتُوا الزَّکاهَ وَ ارکَعوا مَعَ الرّاکِعینَ[1]. حتی در شرایط دشوار مانند میدان جنگ، نماز جماعت همچنان برقرار است: وَ إِذا کُنتَ فیهِم فَأَقَمتَ لَهُمُ الصَّلاهَ…[2] و با دستور خاصی که در این آیه بیان شده، نماز خوف به شکل جماعت برپا می‌شود. این نشان می‌دهد که اصل در نماز، جماعت بودن آن است.

در مواردی نیز خصوصیاتی در سیاق بحث گفته شده است که نشان می‌دهد پیش‌فرض قرآن این است که نماز امر عمومی بوده و به صورت جمعی برگزار می‌شود. برای مثال درباره منافقان می‌فرماید وقتی به سوی نماز می‌ایستند، با کسالت و بدون نشاط درونی چنین می‌کنند ولی می‌خواهند به مردم نمایش دهند: وَإِذا قاموا إِلَى الصَّلاهِ قاموا کُسالىٰ یُراءونَ النّاسَ[3]؛ یا در آیاتی از سوره مائده، برای راستی‌آزمایی شهادت شاهدان بر وصیت، زمان بعد از نماز را تعیین می‌کند تا این امر در انظار عمومی واقع شود: تَحبِسونَهُما مِن بَعدِ الصَّلاهِ فَیُقسِمانِ بِاللَّهِ إِنِ ارتَبتُم لا نَشتَری بِهِ ثَمَنًا وَلَو کانَ ذا قُربىٰ وَلا نَکتُمُ شَهادَهَ اللَّهِ إِنّا إِذًا لَمِنَ الآثِمینَ[4].  

نماز، پایگاهی مکانی |ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

در استعمالات قرآنی، مسجد با توجه به معنای لغوی‌اش (مکانی برای سجده) در غالب موارد به معنای «مکانی برای صلاه» شناخته می‌شود؛ اما جالب اینجاست که گاه «صلاه» به نحوی بکار می‌رود که معنای «مسجد» از آن تداعی می‌شود. به تعبیر دیگر گویی جنبه مکانی و فضایی پیدا می‌کند. به عنوان مثال، در آیه شریفه یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلاهَ وَ أَنْتُمْ سُکارى‏ حَتَّى تَعْلَمُوا ما تَقُولُونَ وَ لا جُنُباً إِلاَّ عابِری سَبیلٍ حَتَّى‏ تَغْتَسِلُوا[5] منظور از نزدیک نشدن به الصَّلاهَ، نزدیک نشدن به نماز نیست، بلکه نزدیک نشدن به مسجد یا به تعبیری «پایگاه نماز» است؛ زیرا پس از آن، استثنائی ذکر شده و می‌فرماید «مگر آن که بصورت عبوری باشد»؛ و عبور از مکان معنا دارد. بنابراین منظور اولیه آیه با توجه به سیاق آن، این است که در حالت مستی به مسجد و پایگاه نماز نزدیک نشوید و همینطور در حالت جنابت، مگر آن‌که در مسیر عبور شما باشد.[6] یا در سوره توبه، منافقان را اینطور توصیف می‌کنند: وَ لا یَأتونَ الصَّلاهَ إِلّا وَ هُم کُسالىٰ[7]. این نشان می‌دهد نماز جایی است که آنها باید به سوی آن بیایند. این مثالها و موارد دیگر[8] نشانگر رابطه تنگاتنگ مسجد و نماز بوده و اشاره می‌کند که نماز صرفاً یک رفتار و فعالیت نیست و بُعد مکانی آن بخشی از ماهیت آن را تشکیل می‌دهد.

نماز، فراتر از نیایش |ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پس از این درک که نماز، پایگاهی جمعی و اجتماعی است و صرف یک فعالیت نیست، باید به کارکرد نماز و عملکرد این پایگاه توجه شود. در نگرش قرآنی، کارکرد نماز فقط محدود به نیایش، پرستش و عبادت (به معنای رایجش یعنی انجام رکوع و سجود و بیان اذکار عبادی) نیست. نماز علاوه بر اینکه یک عبادت است، کارکرد هدایتی، تعلیمی، تربیتی، تبلیغی، فرهنگی و حتی سیاسی و حاکمیتی نیز دارد. ممکن است تصور این امر سخت باشد اما مراجعه به منظومه اندیشه‌ای قرآن و توجه به آیات مرتبط و سیاق آنها، نشان می‌دهد که نماز پایگاهی برای بهره‌گیری از وحی به عنوان منشور هدایت امت اسلامی، تعلیم، تزکیه، امر به تقوا و انواع فعالیت‌های سیاسی، حاکمیتی و فرهنگی توسط ولیّ الهی است.

به عنوان نمونه، با تدبر در سوره مبارکه جمعه به وضوح روشن می‌گردد که نماز جمعه، پایگاهی برای تربیت، تزکیه و تلاوت و کار فرهنگی رسول خداص دانسته شده است. به این مطلب در یادداشت « نماز جمعه: نهاد  اجتماعی   بی‌جایگزین» پرداخته‌ایم). همچنین با تدبر در سوره علق می‌توان پی برد که پیامبر اکرمص از نماز برای قرائت قرآن، هدایت، تبلیغ و امر به تقوا استفاده می‌کرده‌اند: أَرَأَیتَ الَّذی یَنهىٰ،‏ عَبدًا إِذا صَلّىٰ،‏ أَرَأَیتَ إِن کانَ عَلَى الهُدىٰ، أَو أَمَرَ بِالتَّقوىٰ‏[9]. در این راستا جالب توجه است که قوم شعیبع، دستورات و الگوهای اقتصادی او را ناشی از نمازش می‌دانستند: قالوا یا شُعَیبُ أَصَلاتُکَ تَأمُرُکَ أَن نَترُکَ ما یَعبُدُ آباؤُنا أَو أَن نَفعَلَ فی أَموالِنا ما نَشاءُ[10] اینها نشان می‌دهد نماز جایگاه امر و نهی از سوی رهبر الهی است.[11]

سیره پیامبر اکرمص نیز نشان می‌دهد که مسجد نه صرفاً محل عبادت، بلکه محلی برای انجام بسیاری از امور اجتماعی و هدایتی جامعه اسلامی همچون شروع جنگ‌ها، تجمع‌ها، مشورت‌ها، قضاوت، حکم، قانون‌گذاری و… بوده است.[12]

بنابراین نماز پایگاهی است که در آن امت بر گرد ولیّ الهی تجمع می‌یابند و وی با تلاوت قرآن که منشور هدایت و اوامر الهی است، به هدایت و رهبری امت می‌پردازد. در حقیقت، نماز جماعت پایگاهی است که در آن، دین توسط رهبر جامعه اسلامی مبتنی بر قرآن کریم تبیین و منتشر شده و در مواردی اجرایی می‌گردد. جالب توجه است که صورت نماز جماعت نیز به نحوی طراحی شده است که گویی مقیاسی کوچک از جامعه اسلامی است. در نماز جماعت، امام پیش‌تر از مأموین ایستاده و مأمومین نیز با صفوفی منظم در پشت سر او قرار می‌گیرند، تلاوت هدایت الهی از زبان امام را گوش می‌دهند و در اعمال نماز از وی تبعیت می‌کنند. این حالت، مشابه حرکت جامعه اسلامی است که در آن فرد پیشوا و امام، پیش‌تر از همه در طریق الی الله قرار دارد، طرح و هدایت الهی را بیان می‌کند و پیاده می‌سازد و پیروان نیز در صف‌هایی متراکم پشت سر او حرکت می‌کنند.

نماز، یک مرکز شهری |ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

چنانکه دیدیم «صلاه» با تعریف قرآنی آن، یک «پایگاه» است تا تنها یک «فعالیت». از سوی دیگر عملکرد آن نیز محدود به یک کارکرد خاص نیست و با بسیاری از فعالیت‌های عمومی رایج در زندگی مرتبط است. بنابراین «پایگاه نماز» می‌تواند یک مرکز شهری تلقی شود. مراکز شهری چندعملکردی بوده و محل تجمع و دسترسی همگان هستند. پایگاه نماز و مسجد که تعین فضایی آن است، نیز در دسترس همگان قرار دارد، علاوه بر پیوند جامعه با خدا، محل رجوع و برآورده شدن نیازها و فعالیت‌های جمعی است. دامنه اثر این پایگاه محدود به اعمال عبادی نیست و به سایر فعالیت‌های شهری نیز سرایت می‌کند، ساختار فعالیت‌های حاکمیتی و مردمی را شکل می‌دهد و موطن تحقق فعالیت‌های متنوع (آموزشی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و…) است. بدین ترتیب، این نهاد و پایگاه دینی در جوهر خود کارکردی شهری دارد و می‌توان آن را یکی از کانون‌ها و مراکز اصلی حیات شهری دانست.

کلام آخر |ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آنچه در این نوشتار بیان شد، روزنه‌ای است برای نگاهی نو به نماز؛ نگاهی که آن را از قالب یک وظیفه فردی و گاه حاشیه‌ای، به پایگاهی زنده در دل جامعه و شهر ارتقاء می‌دهد. از این منظر، کم‌رنگ شدن جایگاه نماز نه لزوماً به‌خاطر دور شدن مردم از دین، بلکه از زاویه‌ای، به‌خاطر گسسته شدن پیوند ارگانیک نماز با زندگی روزمره و ساختار شهری ماست. اگر نماز را نه فقط به عنوان یک «عبادت» بلکه به عنوان یک «پایگاه اجتماعی ـ مکانی» در نظر بگیریم، می‌توان آن را به عنوان مرکز فعالیت‌های شهری بازشناسی نمود و از ظرفیت آن برای تنظیم نسبت سایر فعالیت‌ها و عملکردهای شهری بهره برد. نماز در این نگاه، بخشی از سیستم حیاتی شهر است؛ جایی برای تعلیم، تربیت، مدیریت، مشارکت، فرهنگ و سیاست. نه عبادتی که تنها در خلوت خانه برگزار شود، بلکه تجلی عینی یک زندگی جمعی الهی در میانه شهر. بی‌توجهی به این معنا، موجب شده نماز در حاشیه بماند و اقدامات فرهنگی درباره آن، چندان ثمربخش نباشد. با احیای این تعریف گسترده، نماز شاید بتواند به جایگاه شایسته خود در بطن زندگی مردم بازگردد؛ جایگاهی که نه تنها موجب انس با خدا، بلکه نقطه اتصال فعالیت‌های مردم در بستر فضا و شهر شود.

پی‌نوشت‌های تدبری

[1] بقره، 43؛ ترجمه: و نماز را برپا کنید و زکات بپردازید و همراه با جمع رکوع‌کنندگان، رکوع کنید [و رکعات نماز جماعت را بجا آورید].  

[2] نساء، 102؛ ترجمه: هنگامی که [در زمان جنگ و جهاد] در میان آنها بودی پس نماز را برایشان برپا کردی، [اینگونه عمل کنید…].

[3] نساء، 142؛ ترجمه: و [منافقان] ‌هنگامی که به سوی نماز بلند شوند، با کسالت و بی‌حوصله برخیزند؛ [در حقیقت فقط] به مردم نمایش می‌دهند!

[4] مائده، 106؛ ترجمه: اگر [در مورد شهادت آنها] شک دارید، آن دو شاهد را بعد از نماز [جماعت و در حضور سایرین] نگه می دارید تا به خدا قسم یاد کنند که ما این [حق] میت را به [هیچ] قیمتی نمی‌فروشیم، ولو آنکه خویشاوند[مان] باشد و شهادت [بردوش ما قرارداده شده از سوی] خدا را کتمان نمی‌کنیم؛ چراکه در آن صورت از گناهکاران خواهیم بود.

[5] نساء، 43؛ ترجمه: ای جامعه ایمانی! به پایگاه نماز در حالی که مست هستید نزدیک نشوید، تا [زمانی] که بفهمید چه می‌گویید و [همچنین] در حالتی که جنب هستید تا آنکه غسل کنید؛ مگر آنکه عابر گذری باشید.

[6] در مورد این معنا رک. المیزان فی تفسیر القرآن، ج4، ص360

[7] توبه، 54؛ ترجمه: و [منافقان] به نماز نمی‌آیند، مگر در حالی که بی‌حوصله و بی‌نشاط هستند.

[8] علاوه بر مطالب مذکور، در آیه لَولا دَفعُ اللَّهِ النّاسَ بَعضَهُم بِبَعضٍ لَهُدِّمَت صَوامِعُ وَبِیَعٌ وَصَلَواتٌ وَمَساجِدُ یُذکَرُ فیهَا اسمُ اللَّهِ کَثیرًاحج، 40 صلاه به معنای عبادتگاه بکار رفته است.

[9] علق، 9-12؛ ترجمه: آیا نظر افکنده‌ای به کسی که نهی می‌کند، بنده‌ای را وقتی [در پیشگاه خدا] نماز می‌گزارد [و این تعالیم را قرائت می‌کند]؟ آیا این صحنه را نظر افکنده‌ای و بررسی کرده‌ای، [به ویژه] اگر آن شخص نمازگزار [که تعالیم الهی را در قالب نماز ابلاغ می‌کند] بر مسیر هدایت باشد و یا آنکه به تقواپیشه کردن امر کند؟

[10] هود، 87؛ ترجمه: [قومش به او] گفتند: «ای شعیب! نمازت تو را امر می‌کند که ما [باید] آنچه پدرانمان بندگی می کردند یا آنچه می‌خواهیم در مورد اموال خودمان انجام دهیم را ترک کنیم؟!»

[11] جایگاه آیات مرتبط با نماز در سوره نساء نیز می‌تواند دلالت داشته باشد که نماز پایگاهی برای شنیدن تعالیم وحیانی پیامبر (ص) از سوی مخاطبان و بطور طبیعی واکنش‌ها و اقوال آنها نسبت به این مطالب بوده است؛ البته توضیح این معنا مجال دیگری می‌طلبد.

[12] الهی‌زاده، تدبر در سیره تمدن ساز اهل بیت(ع)، 1392؛ ص61-62

پیمایش به بالا