اندیشکده قرآن گفت

استدلال آیه تدبّر در سوره مبارک نساء در پرتوی تحلیل سیاقی

بازدیدها: 54

اشاره

اگر بخواهیم بر اساس آموزه‌های قرآن حرکت کنیم، نه می‌توانیم در مقابل جبهه ظلم و استکبار، جهاد و مبارزه را کنار بگذاریم، تسلیم شویم و دستها را بالا ببریم و نه اینکه بدون محاسبه، توانایی دشمن را ندید بگیریم و بی‌گدار به آب بزنیم؛ چرا که این، ممکن است به قیمت شکست جبهه حق تمام شود. چطور می‌شود که کم نیاورد، مقاوم ایستاد و با تکیه بر وعده نصرت الهی در قرآن، به سمت پیروزی جبهه حق حرکت کرد و همزمان دچار شتابزدگی و اقدام غیرعاقلانه نشد؟

تلاش کردیم در این یادداشت به بیان دو عنصر و جوهره راهکار قرآنی در این زمینه بپردازیم.

یکی از پر استناد‌ترین آیات پیرامون اعجاز قرآن کریم و مفهوم «تدبر قرآن» آیه 82 سوره مبارکه نساء است. خداوند در این آیه می‌فرماید: أَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ ٱلقُرءَانَ وَلَو کَانَ مِن عِندِ غَیرِ ٱللَّهِ لَوَجَدُواْ فِیهِ ٱختِلَٰفا کَثِیرا پس آیا قرآن را تدبر نمی‌کنند؛ درحالی که اگر از جانب غیر خدا بود، قطعا در آن اختلاف زیادی می‌یافتند.

این آیه با کنار هم قرار دادن مفهوم تدبر و مفهوم اختلاف محل استناد بسیاری از متکلمین و قرآن پژوهان در موضوعات مختلفی نظیر اعجاز و تحدی بوده و یکی از آیاتی است که اشتراک زیادی میان مفسران پیرامون مفهوم آن وجود دارد.

در این میان اما موضوعی که به‌نظر می‌رسد در بررسی‌های مفسران مورد غفلت واقع شده، توجه به ارتباط آیات پیرامونی این آیه با آیه مورد بحث یا به تعبیر دیگر جایگاه دقیق آیه در سیاق خودش است. حتی علامه طباطبایی که توجه به سیاق آیات همواره نصب‌العین او در تفسیر المیزان بوده، ارتباط این آیه با سیاق خود را به روشنی توضیح نداده است و در نتیجه مفهوم آیه به خوبی در سیر پیوسته آیات نقش ایفا نمی‌کند؛ این موضوع آنگاه مهم‌تر می‌شود که معنای سیاقی آیه دیگر نتواند مستندی برای برخی استدلال‌های کلامی یا تفسیری قرار گیرد.

در تفسیر قرآن کریم، توجه به سیاق یعنی بررسی ارتباط یک آیه با آیات پیشین و پسین و همچنین موضوعات کلی سوره کمک می‌کند تا معنای آیات بهتر درک شود، ارتباط میان اجزای متن روشن شده و برداشت‌های سطحی یا اشتباه صورت نگیرد.

سوره نساء از این قاعده مستثنی نیست و برای فهم بهتر آیات این سوره شایسته است به سیاق و موضوع کلی سوره عنایت داشته باشیم. خداوند از آیه ۷۱ این سوره به مؤمنان دستور جهاد داده و در ادامه بر این دستور تأکید و کسانی که در این راه کندی به خرج می‌دهند را تشویق می‌کند. سیاق این آیات نشان می‌دهد مخاطب دستور جهاد، مؤمنانی هستند که به خدا و رسولش ایمان دارند اما به علت دلبستگی‌های دنیایی و ترس، در راه جهاد سستی به خرج می‌دهند و تلاش می‌کنند تا با جدا کردن امر خدا و امر پیامبر، در الهی بودن فرمان جهاد تردید کرده و امتثال نکنند؛ اما خداوند متعال در آیه محل بحث، یعنی آیه ۸۲ سوره نساء به این فتنه اشاره کرده که در ادامه به تبیین آن می‌پردازیم.

برای فهم بهتر معنای اختلاف در آیه، ابتدا لازم است به معنای «القرآن» و مرجع ضمایر در «کان» و «فیه» اشاره‌ای داشته باشیم. قریب به اتفاق مفسران همچون علامه طباطبایی، آیت الله مکارم شیرازی، فخر رازی و سیوطی مقصود از «القرآن» و مرجع ضمایر در «کان» و «فیه» را کل قرآن کریم دانسته‌اند. اشکال این نظر آن است که آیه را مستقل از بافت سیاقی خود معنا می‌کند. در آیات محل بحث -همانطور که ذکر شد- هیچ سخنی از اصل قرآن و الهی بودن آن به میان نیامده است، بلکه صرفاً دستور و تأکید به شرکت در جهاد، آن هم خطاب به مؤمنان سست‌عنصر و دل‌بسته به دنیا است که هم به خدا و هم به پیامبر اکرم (ص) ایمان دارند، هم قرآن را دارای منشأ الهی می‌دانند. لذا اشاره به اصل و منشأ الهی قرآن کریم چندان منطقی به نظر نمی‌رسد.

با تأمل در واژه «قرآن» و کاربردهای آن در آیات مختلف، فهمیده می‌شود که در بسیاری از موارد مقصود از «قرآن» یا «القرآن» همه قرآن کریم نیست، بلکه بخشی از آیات قرآن که در آیات قبلیِ همان سوره توسط رسول اکرم (ص) تلاوت شده مقصود است. خداوند در آیه 15 سوره مبارکه یونس می‌فرماید: وَ إِذَا تُتْلَىٰ عَلَیْهِمْ آیَاتُنَا بَیِّنَاتٍ قَالَ الَّذِینَ لَا یَرْجُونَ لِقَاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَیْرِ هَٰذَا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ مَا یَکُونُ لِی أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقَاءِ نَفْسِی إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا یُوحَىٰ إِلَیَّ إِنِّی أَخَافُ إِنْ عَصَیْتُ رَبِّی عَذَابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ[1] (یونس:15).  این آیه به روشنی نشان می‌دهد که مشرکین پس از تلاوت آیاتی از قرآن توسط پیامبر، آن‌ها را «قرآن» می‌نامند و به پیامبر می‌گویند ائتِ بِقُرآنٍ غَیرِ هٰذا أَو بَدِّلهُ. روشن است که مقصود از «قرآن» در این آیه، همه قرآن کریم مشتمل بر 114 سوره و یا حتی همه قرآن نازل شده تا زمان نزول این آیه نیست، بلکه مقصود همان مضامینی است که توسط رسول اکرم بر مشرکان تلاوت شده و در صدر آیه با عبارت وَإِذَا تُتلَىٰ عَلَیهِم ءَایَاتُنَا بَیِّنَٰت از آن یاد شده  است. شاید بتوان با توجه به سیاق آیات به تعبیر دقیق‌تر گفت که مقصود از قرآن در این آیه مضامینی است که در آیات 1 تا 14 همین سوره نازل شده و توسط رسول اکرم بر مردم تلاوت شده است. کاربرد این واژه در آیات 75 تا 78 سوره مبارکه واقعه و همچنین آیات 37 و 38 سوره مبارکه یونس نیز مؤید همین معنا است.

با این توضیح می‌توان «القرآن» در آیه 82 سوره مبارکه نساء و به تبع آن مرجع ضمیر «کان» و «فیه» را نه کل قرآن کریم، بلکه آیات جهادی دانست که در همین سیاق نازل شده و محل بحث است. در این صورت آیه را باید چنین معنا کنیم: آیا این آیات جهاد را تدبر نمی‌کنند؟ در حالی که اگر این آیات از جانب غیر خدا بود قطعا در آن‌ها اختلاف زیادی می‌یافتند.

بعد از مشخص شدن معنای «القرآن»، می‌توان به سراغ معنای «اختلاف» رفت. بر اساس کتب لغت، «خلف» ضد «قدام» و به معنای پشت و عقب است. این پشت و ماوراء بودن گاهی از نظر زمانی است، یعنی وقوع چیزی بعد از چیزی. گاهی از نظر مکانی است مثل تخلف در نشستن و رفتن. گاهی نیز منظور تأخر در کیفیت و صفات است همچون تخلف فردی از پدرش در ویژگی‌های رفتاری که در همه این معانی، عقب و پشت و ماوراء‌ قرار گرفتن ملاحظه می‌شود.

واژه «اختلاف» در باب «افتعال» است. برخی معنای اصلی این باب را «مشارکت»، و برخی «مطاوعه» برشمرده‌اند؛ اگرچه این باب معانی دیگری همچون جهد و کوشش در عمل نیز دارد. می‌توان گفت که معنای مشارکت تنها مواقعی می‌تواند در باب افتعال ایجاد ‌شود که فاعل آن جمع و متشکل از بیش از دو گروه باشد. در غیر این‌صورت، مطاوعه معنای غالب خواهد بود. البته باید توجه کرد که همه افعالی که فاعل جمع داشته باشند الزاماً معنای مشارکتی نمی‌دهند، بلکه ممکن است فاعل جمع، همگی در یک جبهه و در حال مطاوعه ماده فعل از یک مطاوَع فرضی باشند.

بدین ترتیب واژه «اختلاف» نوعی مخالفت و پشت کردن همراه با جدیت و قصد است و با مشارکت چند فاعل و یا مطاوعه آنان همراه است. اختلاف در مقابل «استواء» و «اتفاق» است و بدین ترتیب «اختلاف کردند» یعنی از حالت استواء خارج شدند و با تأخیر نسبت به یکدیگر و در جهت پشت و مخالف یکدیگر قرار گرفتند.

از آن‌جایی که عمده مفسران «القرآن» را به معنای کل قرآن کریم در نظر گرفته بودند، «اختلاف» در این آیه را تناقض اجزای قرآن با یکدیگر یا تفاوت نظم و فصاحت و بلاغت آیات قرآن کریم با یکدیگر معنا کردند؛ با این استدلال که این نوع از اختلاف از ویژگی‌های ذات بشر است و عدم وجود این اختلاف، منشأ الهی قرآن را اثبات می‌کند. برخی دیگر نیز آن را به معنای تناقض اخبار غیبی قرآن با واقعیت بیرونی، یا تناقض با سایر کتب آسمانی و یا به معنای مخالف حق و به عبارتی به معنای باطل بودن قرآن گرفتند.

همانطور که مشخص است، در حالت اول جنبه مشارکتی باب افتعال پررنگ‌تر است، چرا که همه اجزای قرآن به عنوان فاعل‌هایی هستند که در پشت کردن به یکدیگر و ایجاد تضاد با یکدیگر مشارکت می‌کنند و در حالت دوم جنبه مطاوعی پررنگ‌تر به نظر می‌رسد زیرا معنای جدا شدن، فاصله گرفتن و پشت کردن قرآن نسبت به برخی پدیده‌ها را بیان می‌کند. درواقع این دسته از مفسران، یک طرف مطاوعه را قرآن به عنوان فاعل اختلاف و طرف دیگر مطاوعه را اتفاقات عالم واقع یا خط کتب آسمانی گذشته و یا به طور کلی حقیقت به معنای مطلق آن دانسته‌اند.

از آنجا که فاعل شبه فعل اختلاف در این آیه، القرآن به معنای دستور جهاد سوره نساء و «مفرد»‌ است، معنای مطاوعی دقیق‌تر به نظر می‌رسد. بنابراین یک طرف مطاوعه که فاعل شبه فعل اختلاف است، آیات قتال مذکور در سوره و طرف دیگر مطاوعه نیز چیزی است که طرف اول مطاوعه به آن پشت کرده و مسیر خلاف آن را در پیش گرفته است. از وَلَوْ کَانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلَافًا کَثِیرًا فهمیده می‌شود که این طرف دوم، معیاری برای الهی بودن است و پشت کردن به آن نشانه غیر الهی بودن طرف اول است.

درواقع خداوند در این آیه خطاب به افراد سست ایمان جامعه ایمانی که به قصد «اختلاف افکنی» بین آیات جهاد و سایر آیات قرآن، گفتند آیات جهاد توسط شخص پیامبر اکرم (ص) جعل شده و منشأ الهی ندارد تا بتوانند از جهاد فرار کنند، استدلالی ارائه می‌کند تا روشن شود اختلافی میان اطاعت از خدا و رسول نیست. قرآن چنین استدلال می‌کند که اگر آیات جهاد توسط شخص پیامبر جعل شده بود و از جانب خدا نبود میان آن‌ها و سایر آیات قرآن کریم خصوصا در موضوع جهاد اختلاف بسیاری می‌یافتید؛ اما اگر این آیات جهاد را تدبر کنید در خواهید یافت که هیچ فاصله و ناهمگونی میان این حکم اخیر با سایر آیات الهی نیست. بنابراین از آنجا که الهی بودن سایر آیات مقبول ایشان است، عدم وجود اختلاف میان آیات جهاد با سایر آیات قرآن که حکایت از اتحاد همه آیات با یکدیگر دارد اثبات کننده الهی بودن حکم جهاد است.

این بیان ضمن همگونی کامل با سیاق آیات برای توجیه کیفیت استدلال آیه بر الهی بودن القرآن و رابطه تدبر و کشف عدم اختلاف نیز دچار تکلّف نمی‌شود.

پی‌نوشت‌های تدبری

[1] یونس، 15؛ ترجمه: و هنگامی که آیات روشن ما بر آنها تلاوت می‌شود، آنان که امیدی به دیدار ما ندارند گویند: «خوانه‌ای (آنچه قابل خواندن است) غیر این بیاور یا جایگزینش کن». بگو: «در اختیار من نیست که آن را از جانب خودم جایگزینش کنم؛ جز آنچه به من وحی می‌شود را پیروی نمی‌کنم؛ چراکه من نسبت به عذاب روز عظیم خوف دارم، اگر از پروردگارم نافرمانی کنم».

پیمایش به بالا