بازدیدها: 68
مقدمه
چیزی در حدود 20 سال است که مقوله فهم قرآن بطور جدیتر در فضای فرهنگی کشور مطرح شده است. یکی از بروزات این روند، توجه ویژه به تدبر در قرآن و بازتعریفی از آن در طول سالیان گذشته است. ایده بازگشت به قرآن و تدبر عمومی در قرآن، ایدهای بوده است که تا حدودی به شکلی اجتماعی نیز مورد استقبال قرار گرفته و بین دانشجویان، نخبگان و اقشار عمومی بازتاب یافته است. ما نیز با این جریان شکل گرفته فرهنگی-اجتماعی آمیخته بودیم و طی آن رشد نمودیم و فراز و فرودهایی را تجربه کردیم. ایده تدبر در سطح ایده، ساده و جذاب بوده و همین موجب شده بسط و گسترش مردمی پیدا کند. اما واقعیت نشان میدهد کشش این ایده عمدتاً در سطح ایجاد یک تأثر روحی و روانی از معارف قرآن و ایجاد انسی اولیه و احساس خوش ارتباط با قرآن است. اما فراتر از این، در سطح واقعی زندگی، اینگونه نیست که آحاد جامعه انگیزه داشته باشند برای حل مسائل کلان عرصه زندگی معاصر، به قرآن کریم مراجعه کنند، از آن بهره حقیقی و نه شعاری ببرند و رهنمودهای آن را با اعتقاد به کارآمدیاش برگیرند. لذا قرآن به معنای حقیقی در عرصه زندگی وارد نشده، تمام اقشار را درگیر نکرده و نقش چشمگیر در حل مسائل واقعی زندگی کنونی انسان معاصر ندارد. بطور خلاصه مسئله این است که تدبر در قرآن در سطح ایده طرح شده و موفقیتهایی هم داشته اما در سطح یک گفتمان نتوانسته در کنار گفتمانهای معاصر جایی برای خود باز کند و احساس کارآمدی ایجاد نماید. از این رو آهنگ عبور از آن و کم شدن اقبال بدان و رفتن به سوی نسخههایی دیگر، برای صاحبان دقت به گوش میآید. بنابراین اگر جامعه احساس کند قرآن برایش راهگشاست و میتواند پاسخگوی مسائل معاصرش -ولو برخی از آنها- باشد، ناخودآگاه رو به سوی آن خواهد کرد. دست کم انگیزه جدی برای مراجعه خواهد داشت. بنابراین از سویی خلأ اصلی عدم احساس کارآمدی از معارف قرآن کریم است و از سوی دیگر، راهکار کلیدی، انتقال این احساس کارآمدی به مخاطب و نمایشی هرچند ناقص از ظرفیت بینظیر محتوایی تدبر در قرآن برای پیشبرد مسائل معاصر ما است.
ایده و مأموریت محوری
برای یافتن پاسخ اساسی و کلیدی به مسئله فوق، بررسیها، تأملات و مشورتهای فراوانی انجام شد. مجموعه این اقدامات، این جمعبندی را برایمان حاصل کرد که ایده محوری و مفهوم کلیدی گمشده که میتواند احساس کارآمدی تدبر در قرآن را در جامعه مخاطب ایجاد نماید، «گفتگو» است. گفتگو با استفاده از ظرفیت محتوایی تدبر در قرآن بر سر مسائلی که مخاطب با آن مواجه است و تلاش در جهت اخذ رهنمودهای کارگشای تدبری قرآن برای رفتن به سمت حل مسئله.
برای تحقق این امر، صرف ترویج محتوای تدبر و یا توانمندسازی مخاطب بر تدبر و یا اقدام مباشر برای حل مسئله با تدبر کفایت نمیکند. باید مخاطب را دارای نقش و صاحب اراده دانست و حل مسئله را به او سپرد اما ناظر بر آن مسائل، ضمن گفتگوی واقعی با وی، محتوای قرآن را بصورت قابل فهم برای وی بازسازی کرد و ارائه داد و او را در روندی دیالکتیکی، قانع نمود که قرآن حرفی برای گفتن دارد.
واقعیت آن است که این امر را نمیتوان در قالبهای موجود برای امور قرآنی بطور کامل محقق نمود. در فضای رایج، قالب فعالیتهای قرآنی به شکل مؤسسات آموزشی و یا فرهنگی هستند. بنابراین باید قالب و شکلی مناسب برای رسیدن به ایده فوق مییافتیم. به نظر میرسد نزدیکترین قالب به هدف ما، «اندیشکده» است که برای انجام فعالیتهای تدبری، قالبی نوآورانه محسوب میشود.
با توجه به نکات فوق و اینکه گروه هدف ما نخبگان، اندیشهورزان و فرهیختگان هستند، مأموریت اندیشکده چنین خواهد بود:
| گفتگوی مؤثر با نخبگان از پایگاه تدبر در قرآن و بر سر مسائل معاصر آنها |
! نکته: این مأموریت را نباید با موضوعات دیگر اشتباه گرفت:
- مأموریت اندیشکده انجام تدبر به جای مخاطب نیست. معتقدیم تدبر فعالیتی عمومی و البته روشمند است و مخاطب باید برای انجام آن توانمند شود. لذا اندیشکده واسطه بین مخاطب و قرآن نیست، بلکه تسهیلگر و مانعزدای تدبر مخاطب است.
- مأموریت اندیشکده حل مسئله به جای مخاطب نیست. نخبگان خود مسئول حل مسائل حوزه مربوطه خود و متصدی مستقیم آن هستند و نقش تدبر نیز حل مستقیم این مسائل نیست، بلکه نقش آن ارائه چارچوبی روشنگر و خطمشی کلی و اجمالی جهت حل مسائل است.
- مأموریت اندیشکده تولید علم دینی نیست. تولید علم دینی وظیفه متخصص علمی است؛ متخصصی که مجهز به دانش و مهارت لازم در استنباط دینی نیز باشد. اما اندیشکده در حوزه تدبر عمل میکند و نمیتواند و نباید متصدی تولید علم دینی باشد. اندیشکده میتواند نقشی که قرآن در فهم چارچوبهای کلان و پارادایمهای حاکم بر نظریات علم دینی دارد را برای نخبگان در دسترستر کند.
- مأموریت اندیشکده تفسیر قرآن نیست. تفسیر فرآیندی اجتهادی است و خروجی آن ناظر به اجرا و اقامه است. نقش اندیشکده توسعه ادبیات تدبر و گفتگوپذیر کردن این ادبیات با حوزههای تخصصی و مسائل معاصر است تا نخبگان را برای مراجعه تدبری به قرآن ترغیب کند و احساس کارآمدی قرآن را برای این قشر بالا برد. ضمن آنکه چنانکه پیش از این بیان شد، تفسیر وظیفه متخصص است نه متدبر؛ و اندیشکده متدبرپرور است نه متخصصپرور، گرچه متدبرانی که خود متخصصاند.
قلمرو
از جهت مخاطب | مخاطب این اندیشکده بطور عام افراد فرهیخته، هستههای نخبگانی، گروههای اندیشهورز و دغدغهمندی هستند که اهل اندیشه و تفکر در مسائل جامعه معاصر چه از زاویه علوم دینی و اسلامی و چه از زاویه علوم انسانی باشند. طبیعی است از این طیف وسیع مخاطبانی که دغدغهی بهرهمندی از قرآن را در حوزهی تخصصیشان دارند، اولویت خواهند بود. بطور خاصتر طیفی از این گروه که با تدبر در قرآن آشنایی دارند و به صورت بالقوه یا بالفعل علاقمند و پیگیر هستند تا از بینش و ادبیات قرآنی مبتنی بر تدبر برای تاثیرگذاری در حوزهی خود و حل مسائل آن استفاده کنند، جزء اولین مخاطبان اندیشکده خواهند بود.
از زاویه دیگر باید توجه داشت که مخاطب اندیشکده عمدتاً پژوهشگران و فرهیختگان میانرده هستند که هم احساس دغدغه دارند و هم امکان دیالوگ با آنها وجود دارد؛ نه استادان و صاحبان کرسی که از مرز دغدغه عبور کرده و عملاً به ایده رسیدهاند و امکان دیالوگ کمی دارند و نه مبتدیان یا دانشجویانی که هنوز دغدغهای برایشان شکل نگرفته است.
از جهت محتوا | اندیشکده از جهت محتوایی با سه حوزه درگیر خواهد بود و مأموریتش یعنی ایجاد گفتگو، با سه حوزه محتوایی تقاطع مییابد. بنابراین گردانندگان اندیشکده تخصص در این حوزهها دارند. این سه حوزه عبارتست از:
- حوزه فهم قرآن (حوزه مستقیم تدبر شامل: اصل تدبر سورهها و قرآن و روش و مهارت آن)
- حوزه مسائل مرتبط با علوم دینی (مانند مسائل کلامی، الهیاتی، علوم قرآنی و…)
- حوزه مسائل مرتبط با علوم انسانی (مانند مسائل جامعهشناختی، اقتصادی، علوم تربیتی، روانشناختی، علوم سیاسی و…).
معتقدیم نمیتوان این سه حوزه را از هم جدا نمود و هر سه در بر همکنش با یکدیگر میتوانند ادبیات گفتگوپذیر تدبر را شکل دهند. اینکه گفتگو بر مبنای ادبیات تدبر را در یکی از این حوزهها محدود نماییم، مزیت جامعیت تدبر را نادیده انگاشته و آن را از کارکرد میاندازیم. معتقدیم ادبیات تدبر (به مثابه یک جریان فرهنگی-دانشی) بطور ویژه هم در حوزه نظریه هرمنوتیکی و زبانشناختی، هم در حوزه نظریه الهیاتی، هم در حوزه نظریه تاریخ قرآنی و هم در حوزه نظریه اجتماعی-انسانی حرف برای گفتن دارد و اینها ادبیات بلافصل آن را تشکیل میدهند. بنابراین اندیشکده و هر مجموعه تدبری نمیتواند از این حوزهها بیگانه باشد.
اهداف
⸎ تسهیل تدبر و مراجعه مستقیم نخبگان به قرآن
یکی از مقدمات برای انجام مأموریت اندیشکده، این است که مخاطبان برای تدبر مستقیم امکان توانمند شدن داشته باشند. اولاً بتوانند به سهولت تدبر در قرآن را آموزش ببینند و ثانیاً پس از این آموزش، ابزارهای لازم برای انجام تدبر بصورت مباشر و مستقیم را داشته باشند و ثالثاً دسترسی به جمعها و گروههایی برای انجام تدبر جمعی داشته باشند. اگر شرایطی فراهم بود که همه این سه عنصر توسط مجموعههای دیگر تأمین میگردید، مسئله توانمندسازی از مأموریت اندیشکده خارج میگردید. لکن شرایط اینگونه نیست. در حوزه اول اقدامات خوبی صورت گرفته و هدف اندیشکده آموزش تدبر به نخبگان نخواهد بود و اندیشکده در این زمینه از دستاوردهای سایر مجموعههای تدبری استفاده خواهد کرد. در حوزه سوم نیز برخی امکانات وجود دارد. اما در حوزه دوم کمبودها جدی است. در زمینه راهنمای تدبر، ترجمه، فهم لغت، ادبیات عرب و…، وجود کتب مرجع مناسب، سامانههای در دسترس و یا محصولات کاربردی متناسب نخبگان مورد نیاز است. بنابراین اندیشکده به فراخور حال ممکن است در یکی از این سه عرصه به ویژه عرصه دوم ورود کند و محصولاتی که موجبات تسهیل تدبر مستقیم نخبگان را فراهم میآورد، تولید نماید.
⸎ سازمان دادن گفتگوی مؤثر میان قرآن و نخبگان در حوزه مسائل دینی و مسائل اجتماعی-انسانی
این هدف در حقیقت هدف محوری اندیشکده برای رسیدن به مأموریت مدنظرش است. به نظر ما ایجاد این گفتگو نیازمند تأمین سه لایه اساسی است و این سه لایه اهداف بلندمدت اندیشکده را مشخص میسازند. اندیشکده باید گام به گام این سه عنصر لازم را برآورده سازد:
تولید ادبیات گفتگو | هر گفتگویی نیازمند ادبیات قابل مفاهمه، زبان تحاور و مجموعه مفاهیم مشترک بین طرفین است. اولین و شاید مهمترین لایه برای ایجاد گفتگو، توسعه و تولید تدریجی ادبیات و برساختی از تدبر در قرآن است که بتواند با واقعیتهای زندگی معاصر ارتباط روشنتری برقرار کند. این برساخت باید گفتمانی این زمانی و این مکانی از قرآن باشد که از سویی بصورت بلافصل با هسته مرکزی فهم متن قرآن ارتباطی روشن و مستند دارد و از سوی دیگر با جهان واقعیتهای امروزین و با جهان ذهنی مخاطبان گره میخورد و جا مییابد.
ایجاد شبکه گفتگو | هر گفتگویی عاملان و مخاطبانی دارد که شبکه ارتباطات گفتگو را شکل میدهد. بدون جذب مخاطب برای گفتگو و بدون تربیت عاملانی که امکان گفتگو از پایگاه قرآن داشته باشند، گفتگو شکل نمیگیرد. دومین لایه برای سازمان دادن گفتگو، شکل دادن به شبکهای از مخاطبان برای گفتگو و عاملانی است که به نحوی با این مخاطبان به گفتگو مینشینند. این هدف از سویی مشتمل بر رصد، ارتباط گیری و جذب هستهها و افراد اندیشهورز به عنوان مخاطبان گفتگو و از سوی دیگر تربیت عاملان گفتگو است که مجهز به دانش، ادبیات و مهارت لازم برای گفتگو باشند.
طراحی فرم گفتگو | هر گفتگویی بر بستر و قالبی صورت میگیرد. شکل دادن به این فرم، کسب مهارتهای لازم برای آن و طراحی یک قالب مؤثر و کارا، خود نیازمند تجربیات متعدد و فراوان است. سومین لایه طراحی و شکل دادن به بستر و قالب مناسب گفتگوی نخبگان با قرآن است.
⸎ تدوین، تجمیع و نشر خروجی گفتگوها در قالب محصولات
این هدف در حقیقت هدفی است که مبتنی بر خروجیهای فعالیت اندیشکده به ثمر مینشیند. شکل دادن به گفتگو میان نخبگان و قرآن، منجر به تولید محتواهای وسیع و متنوعی خواهد شد. تدوین این محتواها به شیوه مناسب، تجمیع و برآیندگیری از آنها و نهایتاً انتشارش در قالبی نخبهپسند و هویتساز یکی از اهداف مهم اندیشکده به شمار میرود.
فعالیتها
متناسب با اهدافی که مطرح شد، در اندیشکده فعالیتهایی تعریف میشود که در حقیقت بازتاب عینی و عملی همان اهداف هستند و البته ممکن است شکل و ابعاد آن در آینده با تغییراتی نیز مواجه شود:
⸎ ایجاد شبکه حلقههای مطالعاتی گفتگومحور
یکی از اهداف اندیشکده، سازمان دادن گفتگوی مؤثر با نخبگان است. بستر و قالب این گفتگو، میتواند مکتوب، شفاهی، مجازی و در صورتهای مختلف باشد. بررسی ما تا بدینجا نشان میدهد بهترین قالب برای این کار با توجه به ظرفیتها و مزیت نسبی ما، شکل حلقه است. فرم حلقه متضمن نوعی گفتگوی حضوری و مستمر است که باعث درگیر شدن طولانیمدت طرفین گفتگو با موضوع بحث شده و میتواند تأثیرگذاری عمیق بر مخاطب بگذارد. اشکال دیگر گفتگو (مانند مصاحبه، نشست، مناظره، گفتگوهای مکتوب و…) این مزایا را ندارند. بنابراین یکی از اقدامات ما تشکیل، تثبیت و بسط و توسعه چنین حلقاتی و در یک کلام ایجاد شبکهای از حلقههای مطالعاتی گفتگومحور خواهد بود.
حلقههایی که یک سوی آن عاملان اندیشکده و هدایتگران گفتگو هستند که از میان افراد مسلط به تدبر در قرآن انتخاب خواهند شد و سوی دیگر حلقه، مخاطبان اندیشکده خواهند بود که در زمینه موضوع تعیین شده برای حلقه دارای تخصص و یا تجارب عملی باشند و درک خوبی از مسائل آن داشته باشند. در این حلقهها، بر سر مسائل مورد دغدغه مخاطبان گفتگو میشود و به تدریج هم اندیشکده میتواند ادبیات تدبری را با نظارت بر مسائل آن موضوع، غنیتر کند و هم مخاطبان میتوانند عمق نگرش قرآنی و تدبری و کارآمدی آن نسبت به مسائل را احساس کنند. هنر و وظیفه ما این است کاری کنیم که خروجی این حلقهها افرادی باشند که بعد از طی فرآیند تشکیل حلقه احساس کنند تدبر در قرآن حرفی برای گفتن در حوزه محل بحث دارد و فیالجمله میتواند رویکردهای جدید و راهگشایی را تزریق نماید. اوج کار ما آنجاست که موفق شویم مخاطب در یک حلقه را به واسطه این احساس کارآمدی و راهگشایی، به انس مستمر تدبری با قرآن سوق دهیم؛ به نحوی که خود مستقیماً به قرآن مراجعه کند و از آن در طول حیاتش بهرهمند شود؛ همان چیزی که در ضمن بخش بیان مسئله، دغدغه آن را داشتیم.
موضوع این حلقهها باید در هر برههای متناسب با مخاطبان در دسترس و ظرفیت آنها تعیین شود. اما به شکل کلی، حلقهها در سه حوزه اساسی که پیش از این اشاره شد خواهد بود: حوزه فهم قرآن، حوزه مسائل دینی و حوزه مسائل اجتماعی-انسانی خواهند بود. وظیفه اندیشکده در حلقهها راهبری گفتگو، حفظ حدود و ضوابط تدبری، انتقال تجربیات حلقههای مختلف، تدوین خروجی گفتگوها و اشتراکگیری از محتوای حلقات و پرورش ادبیات مشترک و جامع تدبری است.
این حلقهها در افق طرح، در صورتی که به یک نظام منسجم، چابک و قابل تعمیم و تکثیر برسند، قابلیت توسعه شبکهای خواهند داشت و امکان تربیت عاملان واسط برای ایجاد گفتگوی مبتنی بر تدبر با مخاطبان وجود خواهد داشت. امری که میتواند به گسترش وسیع این دست گفتگوها و حلقهها در سطح جامعه نخبگانی منجر شود.
چند مثال از آنچه در حلقهها رخ میدهد | فرض کنید اندیشکده با گروهی که در حوزه محیط زیست فعال است به گفتگو مینشینید و حلقهای در این زمینه شکل میدهد و بر سر مسئله تخریب طبیعت و مسائل زیستمحیطی بحث میکند. به تدریج این نتیجه حاصل میشود که یکی از علل این مسئله، حجم تولید انبوه صنعتی است. فرض کنید در این حلقه این نتیجه حاصل شود که این مسئله، جدی و قابل اعتناء است و روی میز قرار بگیرد. در اینجا بررسی خواهد شد که آیا قرآن نسبتی با این مسئله برقرار میکند یا خیر؟ اگر بصورت مستقیم مرتبط نیست، آیا در سلسله علل یا جوانب دیگر آن، قرآن رهنمودی دارد یا خیر؟ آیا شبکه مفاهیم قرآنی این مسئله را هضم میکند یا باید مسئله به شکل دیگری بازتعریف شود؟ آیا میتوان لوازم برخی رهنمودهای قرآنی را مرتبط با این مسئله دانست؟ فرض کنیم نسبتی بین قرآن و این مسئله بصورت مستقیم یا غیرمستقیم برقرار شود. آیا ایده قرآن رافع مسئله است؟ کدام بخش از مسئله را حل میکند و کدام را واگذار میکند؟ و سؤالات زیادی از این دست. با رفت و برگشت در این زمینه، برداشت و برساخت قرآنی-تدبری ما به تدریج نظارت روشنتری بر مسئله مذکور پیدا میکند. برای مثال ممکن است به این نتیجه برسیم که مفهوم طغیان در قرآن که به استفاده حداکثری و بیش از ظرفیت دنیا اشاره میکند، با مفهوم تولید انبوه ارتباط دارد و از سوی قرآن مذمت شده است. از سوی دیگر ممکن است در حلقههای دیگری که در اندیشکده تشکیل میشود و مثلاً مربوط به اقتصاد، شهرسازی و یا… باشد، در رابطه با برخی مسائل دیگر چون انحصار بنگاههای چندملیتی، استارتاپهای مبتنی بر فناوریهای پیشرفته، تبعات بلندمرتبه سازی، وسعت کلانشهرها و… ارجاع به مسئله تولید انبوه داشته باشیم. اندیشکده در این میان، سعی خواهد کرد با توسعه ادبیات در هر حوزهای، با تلفیق و برآیندگیری از آنها نهایتاً ادبیات تدبری مرتبط با مفهوم «طغیان» و شبکه مرتبط با آن رادر یک نگاه کلی و تجمیعی بسط و توسعه دهد به نحوی که ادبیات این زمانیتر و قابل درکی از آن شکل بگیرد و تا حدودی نظارت بر مسائل معاصر مذکور داشته باشد. در حقیقت نقش اندیشکده آن است که مفهوم قرآنی طغیان و مباحث تدبری مرتبط با آن در سور را به نحوی صورتبندی کند که برای افراد حاضر در حلقهها قابل فهم باشد و احساس کنند قرآن امتدادهای اینزمانی دارد.
به عنوان مثالی دیگر، همین فرآیند گفتگوی نخبگان با قرآن ممکن است در برخی مسائل حوزه اقتصاد، جامعهشناسی، علوم تربیتی، شهرسازی و… نیز طی شود و به این مسئله کلیدی ختم شود که فهم و تشخیص مردم در پیشبرد امور چه جایگاهی دارد؟ چقدر باید آن را مبنا قرار داد؟ نقش مشارکت مردم چیست؟ همین فرآیند در عرصهای دیگر چون کلام و الهیات و یا منطق و اصول (که علوم حوزویاند) نیز از زاویه دیگر طی میشود و این سؤال مطرح میشود که مردم چقدر میتوانند دین را بفهمند؟ تشخیص مردم آیا دارای حجیت است یا نه؟ اندیشکده در این میان موظف است با نگاه قرآنی خود، تحلیل تدبری از این موضوع داشته باشد و ادبیات تدبری در این زمینه را به نحوی بازتولید کند که بر این دست مسائل واقعی که برآمده از متن جامعه نخبگانی است، نظارت داشته باشد.
گفتگو با مخاطبان مبتنی بر این جنس محتواها و ادبیات تدبری، دو خصوصیت دارد: نه از فرهنگ نخبگانی بیگانه است تا پس زده شود و نه از الفاظ و مفاهیم قرآنی بیگانه است تا ارتباطش با قرآن انکار شود. کسی که با این ادبیات آشنا شود و آن را مایهدار ببیند، -چه قبولش داشته باشد، چه نه- ناخودآگاه نیاز به مراجعه به قرآن را احساس خواهد کرد. در این صورت به شکلی ارگانیک و واقعی، قرآن در صحنه و کارزار تعامل نخبگان حضور پررنگتری پیدا خواهد کرد.
⸎ تولید محصولات علمی، کاربردی و رسانهای
بخش مهم دیگر از فعالیتهای اندیشکده تولید محصولات علمی، کاربردی و رسانهای است. برخی از مهمترین محصولات ممکن برای اندیشکده عبارتند از:
سامانههای مجازی | یکی از اقدامات اندیشکده، استفاده از فناوریهای نو جهت تولید سامانههایی خواهد بود که بصورت تحتوب یا در قالب اپلیکیشن و یا…، برخی مقدمات و تسهیلات لازم جهت تدبر در سور قرآن کریم را به مخاطب ارائه کند. سامانه راهنمای تدبر (مشتمل بر برخی مطالب کمکی جهت تدبر در سورهها؛ مانند ترجمه، سیاقبندی، جهت هدایتی، ارجاعات بین آیهای، پاسخ به برخی گرهها در تدبر سور و…)، سامانه لغتنامه تدبری، سامانه یادداشتبرداری تدبری و برخی موارد دیگر نمونههایی از این سامانهها هستند.
رسانه نخبگانی | ایجاد رسانه در بسترهای مختلف وب و مجازی جهت انتشار محتواهای مرتبط با تدبر (اعم از یادداشت تحلیلی، مقاله، پادکست، کلیپ و… که عمدتاً خروجی حلقههای گفتگو هستند) در زمینه قلمروی محتوایی تعیین شده برای اندیشکده در سطح نخبه پسند
پادکست | با توجه به اقبال رو به رشد جامعه به تولید محتواهای غیر متنی، یکی از محتواهای فاخری که میتوان برای نشر دستاوردهای حلقهها از آن بهره برد، پادکست(پادپخش)ها هستند. پادکستها با توجه به رواجی که یافتهاند، امکان ایجاد گفتمان در سطح جامعه نخبگانی را دارند.
مجله | وجود مجلهای تخصصی که محلی برای درج نوشتهها و گزارشات علمی و تحلیلی پیرامون تدبر و جریان تدبر باشد، موجب تقویت بنیههای علمی این جریان خواهد بود. از سوی دیگر همچنان قالب مجله، قالبی مناسب برای انتقال مباحث علمی است و میتواند در رساندن نگرش تدبری و محتواهای تولید یاندیشکده نقش اساسی ایفا کند. البته این جله فقط اختصاص به درج مطالب اندیشکده ندارد و میتواند بستری برای نشر نظرات سایر صاحبنظران حوزه تدبر و یا حتی منتقدان نیز باشد.
کتاب | همچنان قالب کتاب، قالبی وزین و مهم برای تبیین مباحث علمی است. از این باب یکی از محصولات اندیشکده انتشار کتابها و کتابچههای مختلف در حوزه فلمروی محتوایی اندیشکده خواهد بود.
⸎ برگزاری دورههای مهارتافزایی
اندیشکده در راستای حضور کیفیتر مخاطبان در حلقهها گاه نیازمند برگزاری دورههایی است که مخاطبان را برای حضور بهتر و مثمرثمرتر در حلقهها آماده سازد. برگزاری دورههای آموزشی تدبر در سطح تخصصی، دورههای آشنایی با مبانی و رویکرد اندیشکده و… میتواند از جمله برخی دورههای مهارتافزایی اندیشکده باشد.
دستاوردهای طرح
- تربیت متخصصین تدبری آشنا با ادبیات علوم دینی و علوم انسانی معاصر و دارای مهارت گفتگو با این عرصهها
- تربیت دانشپژوهان بینارشتهای علاقهمند و دارای مهارت برای مراجعه تدبری به قرآن (جهت اخذ رویکردهای کلان قرآن و نه حل تفصیلی مسئله با قرآن)
- انگیزهسازی عمیق در میان نخبگان و اندیشهورزان برای مراجعه به قرآن
- دستیابی به چارچوبهای نظریه الهیاتی، نظریه اجتماعی، نظریه تاریخ قرآنی و نظریه زبانشناختی قرآن
- دستیابی به الگوهایی جهت ارتباط دادن میان تدبر و مسائل معاصر
- تأسیس اولین رسانه نخبگانی در حوزه تدبر در قرآن
- انتشار اولین مجله نخبگانی با محتوای تدبر در قرآن
- تولید مجموعه قابل توجه از محصولات علمی و رسانهای با محتوای تدبری اما با ادبیات نخبهپسند
- تولید سامانههای تسهیلگر تدبر روشمند و مستقیم نخبگان در قرآن
نوآوریهای طرح
- تأسیس یکی از اولین اندیشکدههای فرهنگی با محوریت مباحث قرآنی-تدبری
- نگاهی نو به مسئله عدم گسترش عمومی تدبر در قرآن در جامعه
- طراحی حلقههای گفتگو به عنوان قالبی نوین برای انتقال معارف قرآنی
- ارائه الگویی نوین جهت ارتباط قرآن با حوزههای تخصصی
- ارتباط دادن عمیق فضاهای دانشگاهی با فضاهای حوزوی